دانشکده علم و هنر حسابداری
 
 
Top 10 Reasons Small Businesses Fail
, On Wednesday January 5, 2011, 2:05 pm EST

One of the least understood aspects of entrepreneurship is why small businesses fail, and there's a simple reason for the confusion: Most of the evidence comes from the entrepreneurs themselves.

I have had a close-up view of numerous business failures -- including a few start-ups of my own. And from my observation, the reasons for failure cited by the owners are frequently off-point, which kind of makes sense when you think about it. If the owners really knew what they were doing wrong, they might have been able to fix the problem. Often, it's simply a matter of denial or of not knowing what you don't know.

In many cases, the customers -- or, I should say, ex-customers -- have a better understanding than the owners of what wasn't working. The usual suspects that the owners tend to blame are the bank, the government, or the idiot partner. Rarely does the owner's finger point at the owner. Of course, there are cases where something out of the owner's control has gone terribly wrong, but I have found those instances to be in the minority. What follows -- based on my own experiences and observations -- are my top 10 reasons small businesses fail. The list is not pretty, it is not simple, and it does not contain any of those usual suspects (although they might come in at Nos. 11, 12 and 13).

1. The math just doesn't work. There is not enough demand for the product or service at a price that will produce a profit for the company. This, for example, would include a start-up trying to compete against Best Buy and its economies of scale.

2. Owners who cannot get out of their own way. They may be stubborn, risk adverse, conflict adverse -- meaning they need to be liked by everyone (even employees and vendors who can't do their jobs). They may be perfectionist, greedy, self-righteous, paranoid, indignant, or insecure. You get the idea. Sometimes, you can even tell these owners the problem, and they will recognize that you are right -- but continue to make the same mistakes over and over.

3. Out-of-control growth. This one might be the saddest of all reasons for failure -- a successful business that is ruined by over-expansion. This would include moving into markets that are not as profitable, experiencing growing pains that damage the business, or borrowing too much money in an attempt to keep growth at a particular rate. Sometimes less is more.

4. Poor accounting. You cannot be in control of a business if you don't know what is going on. With bad numbers, or no numbers, a company is flying blind, and it happens all of the time. Why? For one thing, it is a common -- and disastrous -- misconception that an outside accounting firm hired primarily to do the taxes will keep watch over the business. In reality, that is the job of the chief financial officer, one of the many hats an entrepreneur has to wear until a real one is hired.

5. Lack of a cash cushion. If we have learned anything from this recession (I know it's "over" but my customers don't seem to have gotten the memo), it's that business is cyclical and that bad things can and will happen over time -- the loss of an important customer or critical employee, the arrival of a new competitor, the filing of a lawsuit. These things can all stress the finances of a company. If that company is already out of cash (and borrowing potential), it may not be able to recover.

6. Operational mediocrity. I have never met a business owner who described his or her operation as mediocre. But we can't all be above average. Repeat and referral business is critical for most businesses, as is some degree of marketing (depending on the business).

7. Operational inefficiencies. Paying too much for rent, labor, and materials. Now more than ever, the lean companies are at an advantage. Not having the tenacity or stomach to negotiate terms that are reflective of today's economy may leave a company uncompetitive.

8. Dysfunctional management. Lack of focus, vision, planning, standards and everything else that goes into good management. Throw fighting partners or unhappy relatives into the mix, and you have a disaster.

9. The lack of a succession plan. We're talking nepotism, power struggles, significant players being replaced by people who are in over their heads -- all reasons many family businesses do not make it to the next generation.

10. A declining market. Book stores, music stores, printing businesses and many others are dealing with changes in technology, consumer demand, and competition from huge companies with more buying power and advertising dollars.

In life, you may have forgiving friends and relatives, but entrepreneurship is rarely forgiving. Eventually, everything shows up in the soup. If people don't like the soup, employees stop working for you, and customers stop doing business with you. And that is why businesses fail.

[ پنجشنبه شانزدهم دی 1389 ] [ 12:32 ] [ ب باقرزاده ]

من دو پدر داشتم یکی پولدار و دومی بی پول.اولی کلاس هشتم را تمام نکرده بود ولی پدر دومی تحصیل کرده و باهوش بود او مدرک دکتری داشت یکی از ثروتمند ترین مردان هاوایی بود. یکی تمام عمر از نظر مالی تقلا می کرد یکی وقتی مرد، ده ها میلیون دلار برای خانواده اش به جا گذاشت ،حال آنکه دیگری پس از مرگش مقروض بود.یکی از پدر هایم توصیه می کرد:خوب درس بخوان تا یک شرکت خوب برای کار کردن پیدا کنی ودیگری توصیه می کرد:خوب درس بخوان تا بتوانی یک شرکت خوب درست کنی

1- پدر پولدارم می گوید :پرهیز از پول، درست به اندازه چسبیدن به آن موجب روان پریشی است من مردم زیادی را دیده ام که می گویند:آه، من علاقه چندانی به پول ندارم. و با این وجود هشت ساعت در روز کار می کنند. این انکار حقیقت است. اگرآنان علاقه ای به پول ندارند پس چرا کار می کنند؟ این طرز فکر به مراتب روان پریشانه تر از طرز فکر کسی است که دائما از دارایی هایش صورت بردای می کند و به ذخیره پول مشغول است

2- پولدار ها دارایی می خرند. بی پول ها، فقط مخارج دارند.اقشار متوسط بدهی هایی می اندوزند که به خیال خودشان دارایی است. بسیاری از مشکلات مالی بزرگ، ناشی از همگامی با دیگر مردم و تلاش برای عقب نماندن از جامعه و به عبارتی چشم هم چشمی است.  سرمایه گذاری کردن، خرید کردن نیست. بلکه بیشتر، نوعی درک وآگاهی است. تمایز پولدار ها با افراد بی پول و سطح متوسط جامعه در اینجاست! پولدار ها همیشه در آخر کار، به خرید تجملات و وسایل اضافی می پردازند در حالی که آن دو گروه دیگر، ترجیح می دهند اول از همه این کار را انجام دهند بی پول ها و اقشار متوسط جامعه اغلب به خرید اقلامی چون خانه بزرگ، الماس، خز، جواهرات آلات یا کشتی های تفریحی می پردازند، چون مایلند به دیگران نشان دهند که پولدار هستند آنها به ظاهر پولدار نشان می دهند. پولدار های کهنه کار، ابتدا ستون دارایی هایشان را می سازند. سپس، از درآمد ناشی از این ستون، کالا های اضافی مورد نظرشان را خریداری می کنند پولدار ها بر روی ستون دارایی هایشان تمرکز و توجه می کنند، حال آنکه بقیه، بر ستون در آمدهایشان تعریف مال وثروت این است که پول شما چه مقدار پول می سازد؟ یا به عبارتی، وجوه شما چه مقدار وجه نقد تولید می کنداگر منو همسرم، در خرید یک منزل بزرگتر و بهتر باشیم، به راحتی متوجه می شویم که این خانه برای ما، در حکم یک دارایی نخواهد شد، بلکه یک بدهی می شود. زیرا در دراز مدت به خالی کردن جیبمان، و بیرون کشیدن پولمان خواهد انجامید. مهمترین قانون، دانستن تفاوت میان یک دارای و یک بدهی است . زمانی که این تفاوت را فهمیدید، تلاش وتوجه تان را  روی دارایی هایی متمرکز کنید، که دراز مدت باشد. این بهترین راه ورود به شاه راه پولدار شدن است دقت کنید ستون بدهی ها و مخارجتان حتی الامکان پایین بماند.اگر مایل به افزایش مخارج باشید، اول باید بر در آمد ناشی از داراییتان  بیفزایید تا بتوانید خودتان را در  سطح رفاه نگاه دارید

3- گاهی از مردم می پرسم: کسب وکار شما چیست؟ و آنان پاسخ می دهند:آه من یک بانکدار هستم پس سوال می کنم: یعنی شما صاحب یک بانک هستید؟ وآنان معمولا پاسخ می دهند: نه، من در آنجا کار می کنم. در این حالت، ایشان تخصصشان را با کسب شان اشتباه گرفته اند. ممکن است تخصص بانکداری داشته باشند اما باز هم نیازمند داشتن یک کاسبی شخصی هستند کاسبی چیست؟ کاری که نیاز به حضور شخصی نداشته باشد. من مالک آن باشم ولی توسط شخصی یا اشخاص دیگری اداره می شود. اگر خودم مجبور به کار در آن محل باشم، دیگر نمی توان نامش را کاسبی گذاشت،در آن صورت، شغل من می شود. به کسب شخصی خودتان اهمیت دهید.مشکلات مالی، اغلب نتیجه مستقیم کار کردن مادام العمر برای دیگران است شغلتان را ازدست ندهید، اما شروع کنید به خرید دارایی های حقیقی، ونه بدهی یا خرده ریز های غیر ضروری، که درست پس از لحظه خرید ارزش واقعی شان را ازدست می دهند.مثل چوب گلف 400دلاری من، که از جنس تیتانیم بود، به مجرد اولین ضربه محکمی که با آن زدم،150 دلار کاهش قیمت یافت.

4- پدر تحصیل کرده ام همیشه مرا که پسر بچه ای بیش نبودم، تشویق به یافتن کاری بی خطر می کرد.از سوی دیگر، پدر پولدارم تشویقم می کرد، به آموختن یا بدست آوردن دارایی هایی که بدانها علاقه مندم، بپردازم. او می گفت: اگر علاقه ای به آنچه می آموزی یا بدست می آوری نداشته باشی، از آن مراقبت نخواهی کرد.پس من به خرید مستغلات پرداختم چون خیلی ساده عاشق زمین و ساختمان بودم. عاشق خریدن آنها. قادر بودم تمام روز تماشایشان کنم و سیر نشوم.  بنابراین وقتی مشکلاتم شروع می شد، انقدر نبود که از علاقه ام به مستغلات بکاهد 

5- پدر تحصیلکرده من همواره تشویقم می کرد به دنبال یک شغل خوب در یک شرکت قوی و معتبر باشم.او از فضیلت"پله پله بالارفتن از نردبان ترقی شرکت" سخن می گفت. نمی دانست که تکیه تنها برچک حقوقی که کار فرمای شرکت به آدم می دهد، انسان را تبدیل به گاو رام و سر براهی می کند که هر لحظه، آماده دوشیده شدن است.وقتی نصایح پدر تحصیل کرده ام را برای پدر پولدارم بازگو کردم، با دهان بسته، لبخندی زد و فقط یک جمله گفت: "چرا خودت صاحب این نردبان نشوی؟" ولی نباید فراموش کرد بعضی وقت ها، مردم نمی توانند کاری برای خود دست و پا کنند در نتیجه به تاسیس یک شرکت، به عنوان راه حلی برای مشکلشان، متوسل می شوند. بد نیست بدانید که از هر 10 شرکت تازه تاسیس یافته، معمولا  ۹ تای آنها، در پنج سال نخست پس از تاسیس ورشسکت می شوند بنابراین، فقط اگر واقعا خواستار این هستید که شرکتی از خود داشته باشید، این کار را انجام دهید

6- وقتی از کلاسی که در آن تدریس می کنم،می پرسم: چند نفر از شما قادر است همبرگری بهتراز همبر گر های مک دونالد درست کند؟ تقریبا همه دانش آموزان، دستهایشان را بالا می برند. سپس می پرسم: اگر همه شما قادرید بهتر از مک دونالد همبرگر بپزید پس چرا او بیشتر از شما پول در می آورد؟ جواب واضح است. مک دونالد در شیوه کسب و کار، فوق العاده است. علت اینکه بسیاری از مردم با استعداد ، فقیر هستند، این است که آنان، بیشتر، روی بهتر پختن یک همبرگر، تمرکز و انرژی صرف می کنند و از سیستم کاسبی و تجارت بسیار اندک یا هیچ، نمی دانند.اینگونه افراد، معمولا بیشتراز نیازشان، کار می کنند چون یاد گرفته اند سخت کار کنند، نه اینکه پولشان را در خدمت خودشان ، سخت به کار گیرند.پول بیشتر به ندرت در حل مشکلات مالی افراد موثر است دنیا پر از آدم های با استعداد فقیر است. غالب آنان یا فقیرند یا در تنگ نا های مالی دست و پا می زنند و کمتر از مقداری که در توانشان است پول در می آورند. این نه به دلیل دانسته هایشان است، بلکه به دلیل چیز هایی است که نمی دانند. همه آنان، روی بالابردن تخصصشان به منظور ساختن یک همبرگر بهتر تلاش می ورزند به عوض اینکه بر بهتر کردن مهارت های فروش و عرضه آن ، تلاش کنند. شاید مک دونالد بهترین سازنده همبر گر نبوده باشد، اما در فروش، عرضه وتحویل یک همبر گر معمولی، با رعایت اصول اولیه آن، بهترین است

7- مهارتی را نمی شناسم که با اهمیت تر از مهارت فروش و بازار یابی باشد. مهارت های فروش و بازار یابی برای اکثر مردم، اصولا به این دلیل مشکل است که از عدم پذیرفته شدن، واهمه دارند. هر چه در برقرای ارتباطات، مذاکره و غلبه بر ترس ناشی از عدم پذیرش خود، بیشتر فایق آیید، زندگی برایتان راحت تر آسان تر خواهد شد.متخصص شدن از نظر فنی، به همان اندازه که محاسنی دارد نقطه ضعف هایی نیز دارد. من دوستانی دارم که فوق العاده با هوش و با استعدادند اما قادر نیستند به طور موثر با دیگران ارتباط برقرار کنند . در نتیجه، در آمدشان رقت انگیز است. من به آنان نصیحت می کنم حداقل یک سال را به آموزش امر فروش بگذرانند. حتی اگر در این مدت، هیچ در آمدی هم نداشته باشندهمینکه مهارت های ارتباطی شان رشد کرده بهبود یابد، با ارزش است وقتی کاری در شرکت زیراکس یافتم. یک دلیل برای پیوستنم به آنجا وجود داشت و مطمئنا آن دلیل، به خاطر مزایای شرکتی اش نبود. من همیشه آدم کمرویی بودم، واندیشه فروش،در نظرم وهم آورترین کار دنیا بود. پدر پولدارم به من افتخار می کرد. پدر تحصیل کرده ام خجالت زده بود  او به عنوان یک روشنفکر، فروشندگان و کسبه را پایین تر از خود می پنداشت.  من به مدت چهار سال با شرکت زیراکس همکاری کردم که با ثبات کامل جزو پنج فروشنده اول شرکت بودم نویسنده وب سایت: البته اگر اشتباه نکنم بزرگترین غول های انگیزشی دنیا یعنی آنتونی رابینز، برایان تریسی و ز یگ ز یگلار نیز کار خود را با فروشندگی آغاز کردند

8- پدر پولدارم مقادیر زیادی پول می بخشید. او به کلیسای محله اش، موسسات خیریه وبنیاد خیریه تاسیس شده توسط خودش، کمک فراوانی می کرد. او می دانست که برای بدست آوردن پول، باید آنرا بخشید بخشش پول، یکی از رموز بیشتر خانواده های مرفه وبزرگ است. پدر تحصیل کرده من، همیشه می گفت: هر زمان پول اضافی داشته باشم، آنرا خواهم بخشید. مشکل اینجا بود که هیچگاه پول اضافی نداشت.پس سخت تر و سخت تر کار می کرد تا پول بیشتری به دست آورد؛ به عوض اینکه، براین باور باشد که:بدست بیاور وسپس ببخش نویسنده وب سایت: این نکته ای است که بار ها در کتاب های مختلف خوانده ام و تکرار مجدد آن باعث شد تا ملکه ذهنم شود

9- برای رسیدن به موفقیت باید دوستانمان را آگاهانه انتخاب کنیم اکنون اعتراف می کنم، حقیقتا بیشتر به دنبال آدم های پولدار بوده ام. البته نه به دنبال پولشان بلکه اطلاعاتشان. لیکن در این میان ، یک تمایز و برتری وجود دارد که مایلم به آن اشاره کنم.من متوجه شده ام که دوستان پولدارم، غالبا در باره پول سخن می گویند.منظورشان، لاف زدن و فخر فروشی نیست.آنان به این موضوع علاقه مندند.

10- تاریخ به دلیل اینکه ما از آن درس نمی گیریم تکرار می شود. ما از تاریخ فقط اسامی و زمان ها را به خاطر می سپاریم، نه درس های آن را.مردم آنقدر از باختن می ترسند، که سرانجام می بازند فرانک تار کنتون که سابقا بزرگترین بازیکن خط حمله مسابقات دوره ای تیم ملی فوتبال باشگاه ها بود به شکل دیگری این را بیان می کند: برنده شدن یعنی نهراسیدن از باخت همه مردم دوست دارند به بهشت بروند، اما هیچکس دلش نمی خواهد بمیرد. همه مردم، آرزوی پولدار شدن را دارند، لیکن از زیان مالی می ترسند. بنابراین هیچگاه به بهشت نخواهند رفت.شکست ، برای برندگان انگیزه و برای بازندگان، نقطه پایان است. شکست برانگیزنده برندگان است و نابود کننده بازندگان. این بزرگترین راز برندگان است.تکرار حرف فرانک تارکنتون،بیانگر آن است: پیروزی، یعنی نهراسیدن از شکست. مردمی چون فرانک تارکنتون، از شکست نمی ترسند زیرا می دانند چه کسی هستند.ایشان فقط از شکست متنفرند، تفاوت زیادی میان میان ترسیدن از شکست و تنفر ازآن وجود دارد به همین جهت می دانند که شکست، می تواند عامل تحریک کننده آنان، برای بهتر شدن باشد

11- هر زمان شخصی می گوید:من نمی خواهم توالت تعمیر کنم. دلم می خواهد در جوابش به سرعت برگردم . بگویم: چه چیز باعث شده فکر کنی من از این کار خوشم می آید؟ در واقع دارند می گویند که توالت، مهم تر از هدفی است که در زندگی دارند  من ، دارم صحبت از رهایی از چرخه دورانی زندگی می کنم وآنان روی توالت تمرکز کرده اند!این نمونه طرز تفکر هایی است که غالب مردم را، فقیر نگاه می دارد. ایشان به جای تحلیل کردن فقط ایراد می گیرند بنابراین هر گاه می شنوم افرادی بر روی" نمی خواهم ها"تکیه می کنند، به عوض اینکه روی آنچه می خواهند تکیه کنند، می دانم که" سر و صدا" در مغزشان شدید است. الیانور روز ولت، بهتر از همه این مطلب را بیان کرده: کاری را انجام بده که قلبت به تو می گوید درست است.بدانید که بدون داشتن یک هدف یا یک دلیل منطقی قوی، هر کاری در زندگی مشکل است. زندگی بسیار شبیه رفتن به کلاس ورزش است. مشکل ترین قسمت آن، تصمیم گیری به انجام آن است. وقتی تصمیم خود را گرفتید بقیه راه آسان می شود

12- مردم باهوش زیادی وجود دارند که وقتی با ایده جدید برخورد می کنند که با طرز فکرشان تضاد دارد، به مخاصمه، مجادله یا دفاع برمی خیزند. در این مورد، هوش سر شار آنان با "تکبر" شان مخلوط شده، نتیجه اش" جهل" می شود گوش کردن، بسیار با اهمیت تر از سخن گفتن است. اگر چنین نبود، خداوند هر گز به ما دوگوش و یک دهان نمی داد. بسیاری از مردم با دهانشان فکر می کنند، به جای اینکه برای جذب افکار وامکانات جدید، به حرف ها گوش بدهند.آنان به عوض سوال کردن بحث و مجادله می کنند.

کتاب پدر پولدار، پدر بی پول نقطه شروعی است برای همه کسانی که مایلند بر آینده خود کنترل قاطعی داشته باشند و هدایت آن را در دست بگیرند

[ یکشنبه بیست و سوم آبان 1389 ] [ 16:19 ] [ ب باقرزاده ]
جزئیات آیین نامه وصول مطالبات معوق بانکی
رئیس قوه قضائیه نیز در مهرماه امسال در جلسه مسئولان عالی قضایی یکی از مهمترین مصادیق مبارزه با مفاسد اقتصادی را ورود دستگاه قضائی از طریق دادستانی کل کشور به مسئله معوقه های بانکها عنوان کرده است.
مهر: در پی افزایش میزان مطالبات معوق بانکی به رقم نگران‌کننده 40 هزار میلیارد تومان، دولت آئین‌نامه جدید وصول مطالبات سررسید گذشته، معوق و مشکوک‌الوصول ریالی و ارزی کلیه بانکهای دولتی و غیر دولتی را تصویب کرد.

هیئت وزیران بنا به پیشنهاد مشترک بانک جمهوری اسلامی ایران و وزارت اموراقتصادی و دارایی و به استناد ماده 5 قانون تسهیل اعطای تسهیلات بانکی و کاهش هزینه های طرح و تسریع در اجرای طرحهای تولیدی و افزایش منابع مالی و کارآیی بانکها - مصوب 1386- آئین نامه وصول مطالبات سر رسید گذشته، معوق و مشکوک الوصول موسسات اعتباری ( ریالی و ارزی) را تصویب کرده است.

در این میان، محمود بهمنی رئیس کل بانک مرکزی اخیرا در گفتگویی با مهر از تشکیل تیمهای ویژه در سراسر کشور برای وصول مطالبات بانکی خبر داده است.

محمود رضا خاوری رئیس شورای عالی هماهنگی مدیران عامل بانکهای دولتی نیز تاکید کرده است: از تمام ابزارهای قانونی برای وصول مطالبات معوق نظام بانکی استفاده خواهیم کرد.

در همین حال، ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی نیز بر اتخاذ تدابیر مناسب برای وصول مطالبات معوق بانکی تاکید کرده است. عزت الله یوسفیان ملا عضو ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی پیگیری وصول مطالبات معوق بانکها را یکی از مهمترین برنامه های این ستاد اعلام کرده است. برهمین اساس، ستاد هماهنگی مبارزه با مفاسد اقتصادی کارگروهی را نیز مسئول پیگیری معوقات در بانکها و کاهش نسبت آن به تسهیلات اعطایی کرده است

رئیس قوه قضائیه نیز در مهرماه امسال در جلسه مسئولان عالی قضایی یکی از مهمترین مصادیق مبارزه با مفاسد اقتصادی را ورود دستگاه قضائی از طریق دادستانی کل کشور به مسئله معوقه های بانکها عنوان کرده است.

جزئیات آیین نامه وصول مطالبات معوق بانکی

جزئیات آیین نامه وصول مطالبات سررسید گذشته، معوق و مشکوک الوصول موسسات اعتباری ( ریالی و ارزی) به شریح ذیل است:

ماده 1- در این آیین نامه اصطلاحات و عبارات زیر در معانی مشروح مربوط به کار می روند:

الف- بانک مرکزی: بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران

ب- موسسه اعتباری: تمامی بانکهای دولتی و غیر دولتی و سایر موسسات اعتباری دارای مجوز از بانک مرکزی

پ- مشتریان: اشخاص حقیقی و حقوقی و مدیران عامل و اعضای هیئت مدیره اشخاص حقوقی ( متصدی در زمان سر رسید تسهیلات) و شرکت های زنجیره ای

ث- شرکتهای زنجیره ای: شرکتهایی ( غیر از سهامی عام) که حداقل یک عضو هیئت مدیره آن به طور همزمان عضو هیئت مدیره حداقل یک شرکت دیگر باشد و یا شرکتهایی که 50 درصد از سهام آن متعلق به یک نفر ( حقیقی یا حقوقی) و یا ذینفعان واحد آن ( به موجب تعاریف یاد شده در بخشنامه های صادر شده توسط بانک مرکزی) باشد.

ت- مشتریان خوش حساب : مشتریانی که در هیچ یک از موسسات اعتباری بدهی و تعهدات غیر جاری ( اعم از ارزی و یا ریالی) نداشته باشند.

ج- دستگاههای اجرایی: دستگاههای موضوع ماده 5 قانون مدیریت خدمات کشوری - مصوب 1386 -

چ- مطالبات: اعم از مطالبات ریالی ( شامل تسهیلات اعطایی به اشخاص حقیقی و حقوقی، بدهی مشتریان در حساب بدهکاران موقت و بدهی مشتریان در خصوص اعتبارات اسنادی و ضمانت نامه های پرداخت شده و بروات ارزی مدت دار پرداخت شده و پیش پرداخت در خصوص خرید اموال معاملات، اموال خریداری شده در خصوص عقود، کالاهای معاملات سلف، کار در جریان جعاله و خرید دین ) و مطالبات ارزی ( شامل تسهیلات از محل حساب ذخیره ارزی، ارز تنخواه صادراتی به شرح تعریف شده در بند ( ح) و تمامی تسهیلاتی که دریافت کننده متعهد به بازپرداخت آن به ارز می باشد.

ح- ارز تنخواه صادراتی: تسهیلات ارزی که به موجب تبصره (29) قانون برنامه اول توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران - مصوب 1368 - توسط دولت برای تشویق و حمایت صادرات کالاهای غیر نفتی و منحصرا برای واردات اولیه و کمکی و قطعات و لوازم برای تولید و صدور کالاهای غیر نفتی و همچنین صدور ضمانت نامه های صادراتی وخدماتی خارج از کشور پس از دریافت تضمین مبنی بر برگشت ارز اعطایی با اهداف صادراتی برنامه در اختیار صادر کنندگان قرار گرفته است.

بانک توسعه صادرات ایران به موجب مفاد قوانین برنامه های دوم و سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران و نیز قوانین بودجه از جمله قانون بودجه سال 1386 موظف شده است که این وجوه را وصول و به عنوان سرمایه دولت نزد بانک منظور و از محل آن مجددا به صادر کنندگان تسهیلات پرداخت نماید.

خ- مطالبات جاری: مطالباتی که از سررسید آن بیش از دو ماه نگذشته باشد.

د- مطالبات غیر جاری: شامل مطالبات سر رسید گذشته، معوق و مشکوک الوصول ( موضوع بند های ذ- ر- ز- این ماده )

ذ- مطالبات سر رسید گذشته: مطالباتی که از تاریخ سر رسید بدهی و یا تاریخ قطعی بازپرداخت اقساط آن بیش از دو ماه گذشته و از شش ماه تجاوز ننموده است.

ر- مطالبات معوق: مطالباتی که بیش از شش ماه و کمتر از هجده ماه از تاریخ سررسید و یا تاریخ قطع بازپرداخت اقساط آن سپری شده است.

ز- مطالبات مشکوک الوصول: مطالباتی که بیش از هجده ماه از تاریخ سررسید و یا از تاریخ قطع بازپرداخت اقساط آن سپری شده است.

ز- مطالبات سوخت شده: آن بخش از مطالبات موسسه اعتباری که صرف نظر از تاریخ سررسید به دلایل متقن از قبیل فوت یا وررشکستگی بدهکار و یا علل دیگر قابل وصول نبوده و با رعایت ضوابط مربوط، به عنوان مطالبات سوخهت شده تلقی شده است.

س- امهال : مهلت دادن به بدهکاران برای بازپرداخت بدهی در چارچوب قوانین و مقررات موضوعه

ش- تقسیط: قسط بندی بدهی بدهکارانی که مطالبات آنها در طبقات سر رسید گذشته، معوق و مشکوک الوصول قرار دارد.

اصلاح برنامه نرم افزاری

ماده 2- موسسه اعتباری موظف است طبق این آیین نامه برنامه نرم افزاری مطالبات خود را به گونه ای اصلاح نماید که انتقال مانده آن به مطالبات سررسید گذشته، معوق، مشکوک الوصول ، سوخت شده و غیره به صورت نرم افزاری و خودکار انجام شود.

ارائه تمامی خدمات و تسهیلات بانکی منوط به ارائه شماره ملی، کدپستی و شناسه ملی اشخاص حقوقی است تا اعمال تصمیمات مقرر در این آیین نامه بر اساس مشخصات یاد شده کاملا به صورت الکترونیکی انجام شود.

ارائه لیست مطالبات بانکها به بانک مرکزی

ماده 3- بانک مرکزی موظف است اطلاعات مربوط به مشتریان موسسه اعتباری از جمله اطلاعات مربوط به تمامی حسابهای مشتریان واطلاعات مطالبات جاری و غیر جاری ( شامل مبلغ و نوع مطالبات) را به صورت مستمر از موسسه اعتباری دریافت نماید.

در صورت تقاضای موسسات اعتباری در اجرای ماده 4 این آیین نامه، بانک مرکزی اطلاعات مورد نیاز را در اختیار آنها قرار خواهد داد. دستورالعمل این ماده توسط بانک مرکزی تهیه وابلاغ خواهد شد.

ماده 4- موسسه اعتباری موظف است قبل از اعطای هر گونه تسهیلات بانکی، با استعلام از بانک مرکزی، مانده بدهی اعم از جاری یا غیر جاری مشتریان به سیستم بانکی را برای اتخاذ تصمیم نسبت به تقاضای تسهیلات مد نظر قرار دهد.

ماده 5- موسسه اعتباری باید سیستمی را در تمامی شعب طراحی نماید که بر مبنای آن، امکان جمع آوری اطلاعات ( شامل مطالبات جاری و غیر جاری)، پایش تغییرات و ارائه گزارشهای به موقع در مورد پرتفوی مطالبات، جهت اقدامات موثر فراهم شود.

بهره گیری از شرکتها و موسسات مشاوره ای

ماده 6- موسسه اعتباری موظف است با استفاده از کادر کارشناسی خود یا با بهره گیری از شرکتها و موسسات مشاوره ای، ضمن رعایت ضوابط در پرداخت تسهیلات، نظارت بر عملیات تعهدی گیرندگان تسهیلات را در اولویت امور قرار داده و برنامه ریزی در رعایت انضباط برای پیگیری وصول مطالبات را در دستور کار خود قرار دهد.

تبصره - موسسه اعتباری می تواند برای بهبود عملکرد وصول مطالبات، سیاستهای مناسبی از قبیل استفاده از امکانات بخش خصوصی را در امر وصول مطالبات به کار گیرد.

تشکیل کمیته دائمی در بانکها

ماده 7- موسسه اعتباری موظف است ظرف 15 روز از ابلاغ این آیین نامه، یک کمیته دائمی را تحت سرپرستی یکی از اعضای هیئت مدیره به منظور سیاستگذاری ، پیگیری وصول مطالبات غیر جاری و تهیه گزارشهای مربوط به آن تشکیل دهد.

تبصره 1- کمیته یاد شده موظف است نتیجه اقدامات انجام شده و روند وصول مطالبات را به صورت ماهانه به رئیس کل بانک مرکزی گزارش نماید.

تبصره 2- کمیته یاد شده بر فعالیتهای اداره حقوقی ( در زمینه وصول مطالبات غیر جاری ) ، واحد سازمانی وصول مطالبات غیر جاری و خدمات موسسات و افراد خارج از موسسه اعتباری نظارت خواهد داشت.

ماده 8- موسسه اعتباری باید به محض شناسایی مطالبات غیر جاری بیش از پانصد میلیون ریال اطلاعات تکمیلی را در مورد مشتری از جمله شناسایی اموال، بررسی وضعیت ضامنین وی و وضعیت مالی و سایر فعالیتهای مشتری جمع آوری و مراتب را به بانک مرکزی برای اطلاع سایر موسسات اعتباری ارسال نماید.

نحوه توافق بانکی برای وصول مطالبات معوق

ماده 9- موسسات اعتباری می توانند ضمن توافق با یکدیگر و اتخاذ تدابیر حقوقی، وصول مطالبات را از بدهکارانی که به چند موسسه اعتباری بدهی دارند به موسسه اعتباری که بیشترین مطالبه یا بیشترین وثیقه را دارد واگذار نمایند و مراتب را طی گزارشی به اطلاع بانک مرکزی برسانند.

اعمال سیاست تشویقی برای مشتریان خوش حساب

ماده 10- موسسه اعتباری می تواند در رابطه با مشتریان خوش حساب، شیوه های تشویقی زیر را در چارچوب ضوابط مقرر اعمال کند.

الف - در اولویت قراردادن مشتری برای دریافت تسهیلات و یا خدمات بانکی

ب- تخفیف در نرخ کارمزد ارائه خدمات بانکی ( در چارچوب مقررات مربوط) تا 50 درصد

نحوه برخورد با بدحسابان بانکی

ماده 11- موسسه اعتباری موظف است در مورد مشتریان بدحسابی که مجموع بدهی غیر جاری آنها در کل موسسات اعتباری بیش از 500 میلیون ریال باشد، تا تعیین تکلیف بدهی وتعهدات سر رسید گذشته موارد زیر را اعمال نماید:

الف - دریافت وجه التزام ( جریمه تاخیر تادیه) به موجب قانون الحاق دو تبصره به ماده 15 قانون عملیات بانکی بدون ربا - مصوب 1376 - معادل نرخ سود قراردادی به علاوه شش درصد

ب- عدم اعطای هر گونه تسهیلات ( اعم از ارزی و ریالی )

پ- عدم گشایش اعتبارات اسنادی

ت- عدم تحویل دسته چک و افتتاح حساب جاری جدید

ث- محرومیت استفاده از تمامی تسهیلات و مشوق های صادراتی

تبصره - موسسات اعتباری موظفند قبل از اعطای تسهیلات بانکی و یا انجام خدمات بانکی موضوع بندهای ب الی ث این ماده نسبت به بد حساب بودن مشتری و عدم محرومیت متقاضی از این خدمات در سایر موسسات اعتباری، از بانک مرکزی استعلام نمایند.

ماده 12- موسسات اعتباری موظفند از تاریخ ابلاغ این آیین نامه قراردادهای اعطای تسهیلات بانکی را به گونه ای تنظیم نمایند که وجه التزام تاخیر تادیه برای تمامی تسهیلات ریالی و ارزی از تاریخ سر رسید و نسبت به مانده بدهی علاوه بر نرخ سود بخش اقتصادی مورد نظر به صورت شروط ضمن عقد، به شرح زیر دریافت شود:

الف- تا قبل از آنکه در سرفصل مطالبات سررسید گذشته قرار بگیرند ( کمتر از دو ماه) معادل 6 درصد

ب- پس از انتقال به مطالبات سررسید گذشته و تا قبل از ورود به سر فصل معوق ( بیش از دو ماه و کمتر از شش ماه) معادل 8 درصد

پ- پس از انتقال به سر فصل مطالبات، معوق و تا سه ماه پس از آن ( بیش از شش ماه و کمتر از نه ماه) معادل 10 درصد

ت- در صورتی که مطالبات بیش از سه ماه در سر فصل مطالبات معوق باقی مانده و هنوز به سرفصل مطالبات مشکوک الوصول انتقال نیافته باشد ( بیش از نه ماه و کمتر از هجده ماه) معادل 12 درصد

ث- در صورتی که مطالبات به سر فصل مطالبات مشکوک الوصول انتقال یابد معادل 14 درصد

ماده 13- در خصوص قراردادهای کمتر از 500 میلیون ریال برای تمامی حالتهای ماده 12 وجه التزام تاخیر تادیه معادل 6 درصد به علاوه نرخ سود بخش اقتصادی در نظر گرفته می شود.

برداشت مطالبات معوق از حساب بانکی مشتری

ماده 14- موسسات اعتباری موظفند به منظور کاهش مطالبات معوق وافزایش امکان وصول اقساط، از تاریخ ابلاغ این آیین نامه قراردادهای اعطای تسهیلات بانکی را به گونه ای منعقد نمایند که مشتری، افراد تحت تکفل وی، ضامن و یا ضامنین با شرط ضمن عقد به طور غیر قابل رجوع به موسسه اعتباری اختیار دهد که هر گونه مطالبات خود اعم از مستقیم و یا غیر مستقیم را پس از سررسید و در صورت عدم پرداخت، از موجودی هر یک از حسابها ( ریالی و ارزی)، اموال و اسناد آنان نزد موسسه اعتباری و یا سایر موسسات اعتباری راسا و بدون نیاز به حکم قضایی یا اجرایی برداشت نموده و به حساب بدهی مشتری منظور نماید.

در صورتی که وجوه به صورت ارزی باشد، موسسه اعتباری آن را برداشت و به نرخ روز محاسبه می نماید. مشتری، افراد تحت تکفل وی، ضامن و یا ضامنین در صورت اقدام موسسه اعتباری به شرح یاد شده، حق هر گونه اعتراض وطرح دعوی را از خود سلب می نماید. موسسات اعتباری موظفند در صورت تعویق مطالبات، مراتب را به بانک مرکزی اعلام نماید و بانک مرکزی بلافاصله دستور لازم را به موسسات اعتباری مربوط اعلام می نماید.

موسسات اعتباری موظفند پس از دستور بانک مرکزی نسبت به انسداد حسابهای بدهکار و برداشت از آنها به میزان بدهی مشتری و واریز به موسسه اعتباری ذینفع اقدام نمایند. اقدام موسسه اعتباری ذینفع می تواند قبل و یا بعداز سیاستهای تشویقی موضوع ماده 15 صورت گیرد.

ماده 15- موسسه اعتباری مجاز است به منظور تشویق بدهکاران ( اعم از ارزی و ریالی) به بازپرداخت مانده بدهی، سیاستهای تشویقی زیر را در مورد این اشخاص اتخاذ نماید.

الف - رفع محرومیت های مندرج در بند های ب الی ث ماده 11 مشروط به تسویه بدهی در تمامی موسسات اعتباری

ب- بخش جریمه قراردادی تاخیر تادیه دین، حداکثر به میزان مابه التفاوت نرخ وجه التزام تاخیر تادیه دین مندرج در قرارداد مربوط و نرخ سود تسهیلات اعطایی با تصویب هیئت مدیره مشروط بر اینکه مشتری ظرف دو ماه از تاریخ ابلاغ این آیین نامه نسبت به تسویه بدهی های خود اقدام نماید.

تبصره - در موارداستثنایی در بخش تولیدی، هیئت مدیره می تواند نسبت به بخشش حداکثر 50 درصد جرایم موضوع ماده 13 اقدام نماید. مشروط بر اینکه بدهکار تمامی بدهی خود را نقدا تسویه نماید.

نحوه برخورد با بدهکاران ارزی

ج- به منظور بازگشت مناسب اصل و منافع حاصل از مطالبات غیر جاری، ارزی، علاوه بر سیاستهای تشویقی یاد شده هیئت مدیره موسسه اعتباری می تواند پس از انجام بررسیهای لازم - تدابیری اتخاذ نماید که بدهکاران ارزی که مطالبات آنها مربوط به تاریخ قبل از ابلاغ این آیین نامه بود، و نتوانسته اند مطابق با ضوابط حاکم بر مطالبات مربوط، تعهدات خود را ایفا کنند، بتوانند دیون خود را به ریال پرداخت نمایند، مشروط بر اینکه هیچ گونه منع قانونی برای تبدیل مطالبات ارزی آنان به ریال وجودنداشته باشد و بازپرداخت تسهیلات اعطایی بر اساس قانون بر حسب ارز الزام آور نشده باشد.

تبصره 1- در این گونه موارد مبلغ ارزی اصل دین، به نرخ روز پرداخت وجه، توسط موسسه اعتباری تسعیر شده و وجه التزام تاخیر دیه به ترتیب مقرر شده در چارچوب قرارداد دریافت می شود.

تبصره 2- در مواردی که گیرندگان تسهیلات از محل حساب ذخیره ارزی ضوابط مقرر در مصوبه شماره 93609 / ت 36212 ک مورخ 10/6/1387 را ملاک عمل قرار دهند، طبق ضوابط مصوبه یاد شده عمل خواهد شد.

ارائه لیست بدهکاران ارزی بانکی به بانک مرکزی

ماده 16- موسسه اعتباری موظف است ظرف دو ماه از تاریخ ابلاغ این آیین نامه، لیست کامل مطالبات معوق بیش از 5 میلیارد ریال یا معادل ارزی آن را تهیه نموده و ضمن ارائه فهرست و جزئیات اطلاعات بدهکاران، گزارش عملکرد خود ( بر اساس برنامه زمان بندی مصوبه هیئت مدیره برای وصول مطالبات غیر جاری در هر مورد) را به صورت ماهانه به بانک مرکزی منعکس نماید.

تبصره - سقف مبلغ یاد شده در صورت لزوم توسط بانک مرکزی مورد تجدید نظر قرار می گیرد.

برخورد با مدیران و کارکنان سهل انگار

ماده 17- مدیران و کارکنانی که در اثر تقصیر در انجام وظایف و یا عدم رعایت مقررات، موجب افزایش مطالبات غیر جاری می شوند اعم از کسانی که در مراحل تصویب تسهیلات نقش داشته اند، رئیس و معاون شعبه، مسئول اعتبارات و کارشناس ذی ربط و غیر مسئول بوده و بر اساس مقررات راجع به تخلفات اداری و انتظامی و سایر مقررات لازم الاجرا با آنان رفتار می شود.

تبصره 1- موسسه اعتباری موظف است در خصوص تسهیلات معوق بیش از یک میلیارد ریال، ضمن انجام اقدامات قانونی و ارائه گزارش عملکرد، فهرست کارکنانی که در مراحل تصمیم گیری و پرداخت تسهیلات سهل انگاری نموده اند را به همراه اقدامات تنبیهی صورت گرفته هر سه ماه یک بار به بانک مرکزی ارسال نماید.

پاداش برای کارکنانی که نقش موثر در وصول مطالبات دارند

تبصره 2- موسسه اعتباری می تواند بر اساس دستورالعملی که به تصویب هیئت مدیره می رسد، برای کارکنانی که نقش موثر در وصول مطالبات غیر جاری دارند، یا موفق به شناسایی و معرفی اموال مدیونین یا ضامنین آنان به منظور توقیف می گردند، یا موجبات وصول به موقع اقساط را فراهم می آورند، پاداش مناسب لحاظ نماید.

تبصره 3- مجمع عمومی موسسه اعتباری می تواند طی دستورالعملی هیئت مدیره و مدیر عاملی را که به استناد گزارش بازرس قانونی موسسه اعتباری ذی ربط و گزارش بانک مرکزی در وصول مطالبات معوق نقش موثر ایفا نموده و با اتخاذ تدابیر مناسب مانع از افزایش مطالبات معوق شده است را با پرداخت پاداش و اعطای تقدیرنامه مورد تشویق قرار دهد.

ماده 18- موسسه اعتباری موظف است فهرست مشتریانی را که به دلیل عدم ایفای تعهدات دستگاههای اجرایی به سرفصل سرسید گذشته و معوق انتقال یافته اند، هر سه ماه یک بار به وزارت امور اقتصادی و دارایی و بانک مرکزی منعکس نماید. کمیته تخصیص موضوع ماده 30 قانون برنامه و بودجه - مصوب 1351 - تخصیص بودجه به دستگاههای یاد شده را منوط به بازپرداخت بدهی آنان به موسسات اعتباری می نماید.

ماموریت جدید معاونت برنامه ریزی ریاست جمهوری

تبصره - معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور موظف است ظرف دو ماه از ابلاغ این آیین نامه، برنامه زمان بندی پرداخت مطالبات غیر جاری دستگاههای اجرایی به موسسات اعتباری را به گونه ای تنظیم نماید که طلب موسسه اعتباری ظرف دو سال آینده وصول شود. این مطالبات به نحو مقتضی در بودجه سالانه دستگاه های ا جرایی پیش بینی می شود.

استانداران ملزم به همکاری شدند

ماده 19- به منظور تسهیل در روند پیگیری وصول مطالبات غیر جاری موسسات اعتباری، استانداران سراسر کشور موظفند با همکاری موسسات اعتباری و دستگاههای اجرایی ذی ربط اقدامات موثر برای وصول مطالبات موسسات اعتباری را به عمل آورند.

ارائه لیست واحدهای غیر فعال دارای بدهی به وزارت اقتصاد

ماده 20- موسسه اعتباری موظف است واحدهای فعال با بیش از 50 نفر پرسنل را که دارای بدهی غیر جاری بوده و استمرار فعالیت آنها از دید موسسه اعتباری عامل، فاقد توجیه اقتصادی بوده و ساختار مالی آنها قابلیت اصلاح نداشته و تنها چاره کار تعطیلی و تملک است، سریعا به وزارت امور اقتصادی و دارایی، بانک مرکزی و کمیسیون پیشگیری از تعطیلی صنایع تولیدی و واحدهای کشاورزی موضوع تصویب نامه شماره 45999 ت 34023 ه مورخ 8/8/1384 معرفی نمایند.

چنانچه بنا به مصالحی تداوم فعالیت این واحدها مورد تاکید این کمیسیون باشد، کمیسیون یاد شده موظف است با حضور نماینده تام الاختیار موسسه اعتباری عامل در چارچوب قوانین و مقررات، پیشنهادهای اجرایی جهت بازپرداخت بدهی های انباشته این واحدها را به هیئت وزیران منعکس نماید.

انجام اقدامات یادشده منجر به توقف درعملیات اجرایی موسسه اعتباری در خصوص اخذ مطالبات و یا تملک وثایق نمی باشد.

ماده 21- وزارت امور اقتصادی و دارایی و بانک مرکزی با همکاری وزارت دادگستری پیگیری لازم را برای تشکیل دادگاههای خاص و ایجاد عنوان کارشناس رسمی دادگستری در اموربانکی و گزینش اشخاص واجد شرایط با تخصص های امور اعتباری، امور ارزی و خدمات الکترونیکی را به عمل آورند. به نحوی که رسیدگی به پرونده های سیستم بانکی جهت وصول مطالبات تسهیل گردد.

ماده 22- وزارت امور اقتصادی و دارایی و بانک مرکزی موظفند برای پوشش ریسک تسهیلات اعطایی، موسسات اعتباری اقدامات زیر را انجام دهند:

الف - ایجاد و طراحی ساز و کار پوشش ریسک تسهیلات موسسات اعتباری از طریق ایجاد موسسات بیمه و یا تضمین اعتبار و یا سایر طرق مقتضی ظرف شش ماه

ب- ارائه طرح جامعه بیمه انواع تسهیلات باهمکاری موسسات بیمه به هیئت وزیران ظرف سه ماه

پ- اقدام به راه اندازی و آغاز به کار موسسه رتبه بندی و اعتبار سنجی مشتریان موسسات اعتباری ظرف سه ماه

تبصره- انجام اقدامات فوق نافی وظیفه موسسه اعتباری در اخذ وثایق و تضمینات لازم نیست.

ماده 23- موسسه اعتباری موظف است به منظور انعکاس صحیح تر دارایی ها در ترازنامه، مطالبات موضوع این آیین نامه را که به دلایل متقن از قبیل ورشکستگی یا علل دیگر قابل وصول نماید پس از تصویب هیئت مدیره و با توجه به ضوابط مربوط به عنوان مطالبات سوخت شده تلقی و مطابق با استانداردهای حسابداری در حساب های مربوط عمل نموده و گزارش سالانه آن را به مجمع عمومی ارائه نماید. سوابق و مستندات این گونه مطالبات باید به مدت ده سال نگهداری شود. انقضای این مدت نافی حقوق موسسه اعتباری جهت استیفای مطالبات نخواهد بود.

همکاری مشترک بانک مرکزی و وزارت اقتصاد

تبصره 1- بانک مرکزی موظف است با همکاری وزارت امور اقتصادی و دارایی ظرف دو ماه از ابلاغ این آیین نامه دستورالعمل شرایط و ویژگی های بدهی های سوخت شده را جهت انتقال به سرفصل مطالبات سوخت شده، تدوین و ابلاغ نماید.

تبصره 2- مجمع عمومی موسسه اعتباری می تواند تمام یا بخشی از اختیارات موضوع این ماده را به هیئت مدیره تفویض نماید.

ماده 24- وزارت دادگستری موظف است با همکاری سازمان ثبت اسناد و املاک کشور ترتیبی اتخاذ نماید تا نسبت به تسهیل و تسریع پرونده هایی که جهت صدور اجراییه برای وصول مطالبات به سازمان ثبت اسناد و املاک کشور ارجاع شده، اقدام شود.

ماده 25 موسسه اعتباری موظف است پس از تصویب این آیین نامه با اتخاذ تدابیر لازم نسبت به اطلاع رسانی مناسب در خصوص مفاد این آیین نامه به تمامی اشخاص دارای مطالبات غیر جاری اقدام نماید.

ماده 26- بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران موظف است در صورت لزوم دستورالعمل های مورد نیاز این آیین نامه را تهیه و جهت اجرا به موسسات اعتباری ابلاغ نماید.

این آیین نامه جایگزین تصویب نامه شماره 175051/ ت 237 ه مورخ 30/10/1386 و مصوبه شماره 33047/ ت 36212 ک مورخ 5/3/1387 می شود.

محمدرضا رحیمی معاون اول رئیس جمهور این مصوبه را برای اجرا به وزارتخانه امور اقتصادی و دارایی، کار و امور اجتماعی، کشور و دادگستری و همچنین بانک مرکزی ابلاغ کرده است.
[ شنبه پانزدهم آبان 1389 ] [ 12:56 ] [ ب باقرزاده ]

عنوان مقاله: بازارگرایی در شرکتهای لیزینگ


مولف/مترجم: جمشید حسینی


موضوع: بازاریابی / مدیریت مالی


سال انتشار(میلادی): 2007


وضعیت: تمام متن


منبع: ماهنامه تدبیر-سال هجدهم-شماره 187


تهیه و تنظیم: پایگاه مقالات مدیریت  www.SYSTEM.parsiblog.com


چکیده: امروزه، شرکتهای لیزینگ بیش از هر زمان دیگری با چالش روبرو هستند. وضعیت در حال تغییر اقتصاد سیاسی کشور و تصمیمات جسته و گریخته متاثر از شرایط متغیر محیط بین­المللی و داخلی، شرکتهای لیزینگ را با چالشهای جدید و جدی­ای در حوزه عمل روبه‌رو ساخته است. با این توصیف، موفقیت در این صنعت، همانند سایر بخشهای اقتصادی کشور، مستلزم توجه به عوامل تاثیرگذار و تعیین­کننده­ای است که شناخت آنها نیاز به بررسیهای گسترده و موشکافانه دارد. در این مقاله برآنیم تا ضرورت بازاریابی در تضمین بقا، رشد و سودآوری شرکتهای لیزینگ را با رویکردی بازارگرایانه مورد مطالعه قرار دهیم و ابعاد آن‌را براساس مدلی منطقی تحلیل کنیم. همچنین باتوجه به ضرورتی که بازاریابی در بقا، رشد و سودآوری سازمان دارد، تحلیلی سیستماتیک از بازاریابی و بازارگرایی برای تحقق اهداف سازمانی ارائه شده است.



 


مقدمه


با افزایش نقش لیزینگ در توسعه اقتصادی کشورهای پیشرو، کشورهای در حال توسعه نیز با الگوبرداری از این کشورها و برای رسیدن به شرایط مساعدی هم­سطح آنان، به فکر استفاده از این ابزار اقتصادی افتاده و برای رسیدن به اهداف خود در این حوزه برنامه­ریزی کرده­اند.


نکته مهم و تعیین­کننده برای تمامی سازمانها بویژه لیزینگ­ها، این است که آنها چگونه خواهند توانست اهداف اساسی خود (بقا، رشد و سودآوری) را در مراحل چرخه عمر سازمانی خود پیگیری کنند و به بهترین وجه ممکن تحقق بخشند. بدون شک مشتری پایه و اساس بقای شرکتهای لیزینگ بوده و در پیش گرفتن راهکار و ابزار بازاریابی در راستای توسعه مشتری محوری و طراحی و توسعه سازمان براساس اهداف بازارگرایی، تامین­کننده بقای شرکتهای لیزینگ خواهد بود. پایبندی به تمامی اصول بازارگرایی، در مرحله آخر، نقش مکمل را در دست­یابی به اهداف شرکت ایفا می­نماید.


این مقاله در نظر دارد تا با توجه به نوپا بودن شرکتهای لیزینگ در کشور، جایگاه بازاریابی و بازارگرایی را در این شرکتها شناسایی و بهترین مکانیزم برای پیاده­سازی آن را ارائه کند.


 


ضرورت توجه به بازاریابی در شرکتهای لیزینگ


تحقیقات نشان می­دهند که هزینه جذب مشتریان جدید 5 برابر هزینه حفظ مشتریان کنونی است. شرکتها دریافته­اند که از دست دادن یک مشتری چیزی بیش از، از دست دادن یک قلم فروش است، بلکه به معنی از دست دادن کل جریان خریدهایی است که مشتــری می­توانسته در طول زندگی یا دوره زمانی که مشتری بوده است، انجام دهد. نزدیکی اشباع بازارهای فعلی، تشدید رقابت در حوزه­های کاری جدید، تغییر در سلیقه­ها، شرایط و نیازهای مشتریان، شرکتهای لیزینگ را با چالشهای متعددی در فعالیتهای بازرگانی و صنعتی مواجه خواهد کرد. در این شرایط شرکتهایی که بتوانند از ابزار و امکانات در دسترس خود، بویژه ابزارهای تعبیه شده در حوزه بازاریابی استفاده کنند، بسترمناسبی برای رویارویی با آینده متحول، فراهم خواهند کرد.


 


فرایند بازاریابی در شرکتهای لیزینگ


با توجه به اینکه دامنه فعالیت شرکتهای لیزینگ گسترده بوده و دربرگیرنده طیف وسیعی از محصولات و خدمات است، تحلیل فرایندهای بازاریابی با نگاه به فرایندهای مدیریت زنجیره تامین نگرشی جامعتر و بهتر را برای شناسایی، بررسی و تحلیل بازاریابی در لیزینگ ارائه می­کند. فرایندهای اصلی مدیریت زنجیره تامین در شرکتهای لیزینگ در برگیرنده مدیریت روابط مشتری، مدیریت سرویس مشتری، مدیریت تقاضا، تایید سفارش، مدیریت روابط تامین­کنندگان، توسعه محصول و مدیریت اعتبارات است.


بررسى شرکتهای لیزینگ در قالب شبکه تامین­کنندگان و کانال‌هاى توزیع، تکمیل کننده فرایندهای بازاریابی در لیزینگ خواهد بود. با این توصیف، در فرایند کاری شرکتهای لیزینگ موضوعات مدیریت سیستم‌هاى اطلاعات، منبع‌یابى، زمان‌بندى تامین محصولات، پردازش سفارشها، مدیریت موجودى و خدمت به مشترى با بازاریابی اشتراک پیدا می­کنند.


براى مدیریت موثر زنجیره تامین در فرایندهای کاری شرکتهای لیزینگ ضرورى است که تامین­کنندگان، مشتریان و شرکت در قالب برنامه­ای منسجم با هم فعالیت کنند. در این میان بازاریابی با ساز و کاری که در اختیار دارد، انسجام و یکپارچگی اطلاعات را برای این سه بعد فراهم می‌کند. این انسجام که از طریق بازاریابی ایجاد می­شود باعث جریان سریع اطلاعات در میان مشتریان و عرضه­کنندگان می‌شود، ارتباط میان شرکت، تامین­کنندگان و مشتریان را بهبود می‌دهد و در سطح مناسبی نگه می‌دارد. (نعمت­بخش، 1384)


 


روند تکامل بازاریابی در شرکتهای لیزینگ


موقعیت و جایگاه بازاریابی در ساختار تشکیلاتی شرکتهای لیزینگ به مراحل تکامل فعالیتهای بازرگانی، فروش، رقابت و مشتری­مداری آن ارتباط دارد. در شرکتهای لیزینگ سنتی که فعالیتهای عنوان شده آن تکامل نیافته است، هدف نهایی فقط کسب سود تعریف می­شود. در این حالت خدمات بدون توجه عمیق و همه جانبه نسبت به نیازهای مشتریان ارائه می­شود و طبیعتاً چون تعداد رقبا نیز محدود است، بدون اینکه سعی و تلاش سازمان یافته و همه جانبه­ای لازم باشد، خدمات ارائه و سود حاصل می­شود. در این شرایط یا واحد بازاریابی در ساختار تشکیلاتی سازمان وجود ندارد، یا اینکه به‌صورت واحد یا دایره کوچکی زیر نظر مدیریت یا معاونت فروش یا تحقیق و توسعه اداره می­شود.


بتدریج که رقابت حادتر و فشرده­تر می­شود، برای تحلیل سود یا ارائه خدمات بیشتر، بهتر و باکیفیت­تر، کوششهای سازمان یافته­ای لازم است و شرکتهای لیزینگ درمی­یابند که واحد بازاریابی سنتی نمی­تواند نیازهای آنان را در تعامل با محیط برآورده کند. در این شرایط ایجاد بازاریابی به‌صورت یک مدیریت و هم­تراز با مدیریتهای میانی مطرح می­شود و فعالیتهایی نظیر تحقیقات بازار، تبلیغات، پیشبرد فروش، اعطای اعتبار و ایجاد رابطه با عوامل شبکه ارائه دهنده کالاها و خدمات اهمیت پیدا می­کند.


در این تحولات، موقعیتی پیش می­آید که مدیران شرکتهای لیزینگ درمی­یابند، بازاریابی باید به‌عنوان یک حوزه معاونت هم­تراز با معاونت اداری، مالی، تحقیق و توسعه یا طرح و برنامه در نمودار سازمانی دیده شود. در این موقعیت اداره بازاریابی دارای وظایف راهبردی می‌شود و اهداف بلندمدت شرکتهای لیزینگ را از نظر نوع فعالیت، مشخصات، بازار هدف، مشتریان بالقوه و بالفعل و... شناسایی و برای دستیابی به آن اهداف، برنامه­های کوتاه­مدت، میان مدت و بلندمدتی را طراحی، اجرا و کنترل می­کند.


 


آمیخته بازاریابی مناسب شرکتهای لیزینگ


آمیخته بازاریابی شالوده اساسی سیستم بازاریابی را تشکیل می­دهد، زیرا ترکیبی از عناصر لازم برای برنامه­ریزی و اجرای کل عملیات بازاریابی است. مک کارتی عناصر آمیخته بازاریابی متشکل از چهار عنصر توزیع، ترفیع، محصول و قیمت را ارائه کرد. طی سالیان متمادی اجزای دیگری نیز به عناصر کلاسیک آمیخته بازاریابی افزوده شده است، از جمله در صنعت جهانگردی به علت منحصر به فرد بودن بازاریابی جهانگردی، بسته بندی، برنامه ریزی، مردم و مشارکت به آن اضافه شده است.(ابراهیمی، (1378). در جایی دیگر عناصر بسته بندی، روابط عمومی، قدرت‌های حاکم بر بازار و مردم به P4 اضافه شده است.(بلوریان، تهرانی، 1378). فیلیپ کاتلر (1999) با اضافه کردن دو عامل قدرت و روابط عمومی عناصر آمیخته بازاریابی را به شش عنصر تقسیم کرد، ولی سپسP4 را بهبود بخشید و پذیرفت که روابط عمومی خود شکلی از تبلیغات است. با توجه به ماهیت صنعت لیزینگ، به منظور ارائه آمیخته بازاریابی خاص این صنعت، آمیخته بازاریابی خدمات می­بایست مدنظر قرار گیرد. عناصر این آمیخته در برگیرنده سه عنصر فرایند، مردم و محل ارائه خدمت است. به اعتقاد نگارنده، در صنعت لیزینگ این آمیخته در برگیرنده عناصر زیراست:


-1 قیمت رقابتی


-2 ترفیعات فروش اثربخش


-3 مردم داری


-4 فرایندهای پویا و خلاق


-5 شیوه های توزیع بهینه


-6 خدمات متنوع


-7 مکان مناسب


آمیخته بازاریابی از مقوله­های مهم در تصمیم­گیریها و ارزیابیهای مربوط به بازاریابی یک بنگاه است چراکه آمیخته بازاریابی یا راهبرد بازاریابی، ترکیبی از عناصر لازم برای برنامه­ریزی و اجرای کل عملیات بازاریابی است. از سوی دیگر عناصر آمیخته بازاریابی قابل کنترل هستند و با یکدیگر رابطه متقابل دارند. تصمیم در مورد یکی از آنها برروی فعالیت مربوط به دیگر عناصر تأثیر می­گذارد و اگر اجزای آمیخته بازاریابی به‌نحوی باهم ترکیب شوند که هم با نیازهای مصرف­کننده و هم با نیروهای محیطی در کل بازار هدف انتخاب شده هماهنگی داشته باشند، باعث پدید آمدن یک سیستم بازاریابی موفق در شرکتهای لیزینگ می­شوند.


 


بازارگرا کردن شرکتهای لیزینگ


بازارگرایی یک جنبه از فرهنگ سازمانی است که گذشته از نوع سازمان، نوع محصول یا خدمتی که به جامعه ارائه می­کند، تاثیر بلندمدتی بر تمامی جنبه­های شرکتهای لیزینگ دارد.از دید بازاریابی، مهمترین جنبه فرهنگ سازمان مفهوم بازارگرایی است. این جنبه دربرگیرنده یک مجموعه زیربنایی از ارزشها و اعتقادات مشترک که مشتری را در مرکز تفکر، راهبرد و عملیات شرکت قرار می‌دهد، است.


واژه بازارگرایی متشکل از دو واژه «بازار» و «گرایش» بوده، به طوری که «بازار» مجموعه‌ای از خریداران بالفعل و بالقوه است (محب‌علی و فرهنگی، 1375، 14) و «گرایش» بیان­کننده حالتی است که بر اساس آن شرکتها به مصادیق این بازار متمایل می‌شوند. این نامی است که هنگام استقرار بازاریابی به آن داده می‌شود.


فلسفه بازارگرایی بر این اصل استوار است که برای رسیدن به هدفهای سازمانی، باید به نیازها و خواسته‌های بازار توجه داشت و رضایت مشتریان را بیشتر، بهتر و با کارایی بالاتر نسبت به رقبا تأمین کرد (محب‌علی و فرهنگی، 1375، 25). بنابراین، برمبنای این فلسفه سازمانها نوع تولیدات خود را براساس خواسته‌های مصرف‌کنندگان تعدیل می‌کنند و از این طریق هم به ارضای خواسته‌ها و نیازهای مصرف‌کنندگان می‌پردازند و هم خود سودی به دست می‌آورند. به­عبارت دیگر، شرکتهای لیزینگ سود حاصله خود را برمبنای رضایت مشتریان دنبال می‌کند.


 


عوامل تعیین­کننده بازارگرایی در شرکتهای لیزینگ


ورود شرکتهای لیزینگ به بازار مالی کشور، هدف نهایی از تاسیس یک شرکت لیزینگ نیست؛ بلکه ایجاد شرکت لیزینگ مقتدر و توسعه آن مستلزم ایجاد شرایط مساعدی در ساختار و تمامی ابعاد آن است که این مفهوم در بازارگرایی متجلی می­شود. عوامل تعیین کننده بازارگرایی شامل عواملی می‌شود که بر نگرشها و اقدامات بازارگرایی، تأثیر می‌گذارد. بنابراین شاخصها و فرصتهای توسعه بازارگرایی در شرکتهای لیزینگ در سطوحی به شرح زیر قابل ارائه هستند:


 


-1 عوامل محیط داخلی شرکتهای لیزینگ


با فرض اینکه شرکتها دارای ریسک قابل قبولی برای شروع فرآیند بازارگرایی و ادامه دادن به آن باشند، محیط درونی شرکت به‌عنوان یکی از عواملی است که در توسعه درجه بازارگرایی نقش اساسی ایفا می‌کند، پس ایجاد بازارگرایی در سازمان نیازمند طراحی مجدد ساختار‌، سیستم ‌و فرایندهای سازمانی است. دو ویژگی اساسی ساختار، سیستم و فرایندها، همان درجه رسمیت و تمرکزی است که آنها دارا هستند. تمرکز به منزله واگذاری اختیار تصمیم‌گیری از سوی سازمان و میزان مشارکت اعضای سازمان در تصمیم‌گیری است. رسمیت عبارت است از وجود قوانین ویژه، تشریح اختیارات، ارتباطات، ضوابط، رویه‌ها و مصوباتی که وظایف یک سازمان را شرح می‌دهند.


تحقیقات تجربی نشان داده است که توانایی شرکتها درکسب اطلاعات بازار و دستیابی به گذر اطلاعاتی و بهره‌برداری از آن در کل سازمان، با درجه رسمیتی که در ساختار، سیستم و فرایندها وجود دارد، رابطه عکس دارد. به‌عبارت دیگر درجه رسمیت بیشتر در ساختار، سیستم و فرایندها باعث توانایی کمتر شرکت در بهره‌برداری از اطلاعات بازار می‌شود. (Gima, 1995, 12).


بنابراین ساختار، سیستم و رویه‌های رسمی، هر چند که ممکن است فرایند بهره‌گیری مفید از اطلاعات بازار را تسهیل کنند، اما دستیابی به اطلاعات و استفاده مفهومی از آن را کاهش می‌دهند.



-2 عوامل محیط صنعتی شرکتهای لیزینگ


واضح است وقتی‌که شرکتهای لیزینگ در بازارهای شناخته شده‌اند و باثبات و قابل پیش‌بینی فعالیت می‌کنند، مجبور نیستند بازارگرایی را توسعه دهند، ولی چون در بلندمدت اغلب بازارها نمی‌توانند ثبات یا قابلیت پیش‌بینی خود را حفظ کنند، شرکتهای لیزینگ مجبورند خود را با تغییرات بازار وفق دهند. بر اساس مدل پورتر، اگر ساختار بازار متشکل از پنج مولفه اصلی زیر یعنی عرضه‌کنندگان، خریداران، رقبای بالقوه، محصولات جانشین و رقبای بالفعل (موجود) در نظر گرفته شود، می‌توان گفت که نوسانات، ماهیت و نوع بازار بر مبنای پنج مولفه مذکور ایجاد و تعیین ‌می‌شود.


در مطالعه‌های انجام شده، به نقش قوی متغیر اقتصادی به‌عنوان یک عامل تعدیل­کننده که بر روابط بین توسعه بازارگرایی و عملکرد شرکتها تأثیر می‌گذارد، پی برده شد. یافته‌های این مطالعه نشان داد که درجه پذیرش بازارگرایی درسازمانهایی که در اقتصادی ضعیف و رو به نقصان فعالیت می‌کنند، کمتر از شرکتهایی است که در اقتصادهای قوی فعالیت می‌کنند.


 


-3 عوامل مرتبط با مدیریت عالی شرکتهای لیزینگ


اهمیت دادن مدیریت عالی به عوامل کلیدی مؤفقیت، از اساسی­ترین عوامل کامیابی بازارگرایی در شرکتهای لیزینگ است. شکل‌دهی مجدد محیط داخلی شرکت و همچنین، تصمیم‌گیری جهت شروع فرآیند توسعه بازارگرایی، مسئولیت مدیریت عالی است. با توجه به نقش مدیریت ارشد در بلندمدت از یک طرف و با توجه به اینکه سازمانهایی وجود دارند که قادر به توسعه بازارگرایی نیستند و راهبرد­های خود را برمبنای تجربیات و ذهنیتهای گذشته تعیین می‌کنند، مدیریت عالی با شناسایی عوامل کلیدی موفقیت، قادر به پیش‌بینی و طرح مبنایی برای تعیین و حفظ مزیت رقابتی در توسعه بازارگرایی خواهد بود. بنابراین، تصمیمات مدیریت عالی جهت ایجاد مزیت رقابتی در قالب سه پرسش زیر مطرح می‌‌شود:


• آیا لزوم سرمایه‌گذاری جهت ایجاد مزیت رقابتی، در شرایط مشخص بازار، احساس می‌شود؟


• آیا توسعه این مزیت کارا و اثر بخش است؟


• آیا می‌توانیم مزیت رقابتی را که با توسعه بازارگرایی بیشتر خواهد شد، در بلندمدت حفظ کنیم؟


پاسخ به این سوالات مستلزم این است که شرکت عوامل مختلف موفقیت را در نظر بگیرد و از بین آنها عوامل کلیدی را طوری تعیین کند که موجب عملکرد بهتر شود. این فرایند تصمیم‌گیری، جز با مراجعه به تجربیات قبلی حاصل نمی‌شود. (Gima , 1995, 278)


از طرف دیگر عوامل غیر قابل کنترلی در محیط وجود دارد که مانع از حفظ مزیت رقابتی در بلندمدت می‌شود. روشی که شرکت می‌تواند به تغییرات محیطی پاسخ ‌دهد این است که به تجدید نظر و ارزیابی مجدد عوامل کلیدی موفقیت بپردازد. برای مثال، اگر شرکت در یک دوره معینی از زمان به این نتیجه برسد که کنترل هزینه‌ها، مبنای مناسبی برای تمایز نیست، لازم است تا گزینه‌های دیگر را برای ایجاد این مزیت رقابتی جستجو کند. در چنین شرایطی ممکن است که تیم مدیریت عالی به این نتیجه برسد که راهبرد فروش تهاجمی موجب موفقیت می‌شود. بنابراین، در این شرایط شرکت اهمیت راهبرد فوق را با سعی در ایجاد یک مزیت رقابتی جدید برمبنای مهارتهای فروش در نظر می‌گیرد.


 


مدل پیشنهادی برای بازارگرایی شرکتهای لیزینگ


در ادامه به منظور توسعه بازاریابی در شرکتهای لیزینگ الگویی (شکل شماره 1) براساس مفهوم بازارگرایی ارائه خواهیم کرد. این الگو بیانگر این است که شرکتهای لیزینگ براساس شاخصهای بازارگرایی که به آنها اشاره خواهد شد، عملکرد رقبا و مشتریان را مدیریت می‌کنند. مکانیزم ارتباطی در این الگو پس از تشریح بیشتر ابعاد آن ارائه خواهد شد.


فیلیپ کاتلر پیشنهاد می‌کند که یک سازمان بازاریابی اثربخش بر محیط بیرونی که شامل مشتریان و رقبا می‌شود، تمرکز می‌کند. از نظر کهلی و جاورسکی (1990)، بازارگرایی توانایی سازمان در ایجاد، پخش و استفاده از اطلاعات در مورد مشتریان و رقباست. در طراحی این الگو از نظریات کاتلر در مورد بازارگرایی به شرح زیر استفاده شده است:


-1 بُعد تصمیم‌گیری: «شپیرو» مفهوم بازارگرایی را به‌عنوان فرایند تصمیم‌گیری سازمانی در نظر گرفت که در مرکز این فرایند تعهد قوی مدیریت در مورد تقسیم اطلاعات در بین بخشهای درونی سازمان و تصمیم‌گیری آشکار در بین کارکنان صفی و ستادی وجود دارد. این بُعد، بازارگرایی را شامل مجموعه فرایندهایی می‌داند که با همه ابعاد شرکت به نوعی در ارتباط است.


-2 بُعد هوشمندی (اطلاعات) بازار: در بعد اطلاعات بازار، بازارگرایی یعنی تولید اطلاعات بازار (اطلاعات مربوط به نیازهای جاری و آتی مشتریان)، توزیع اطلاعات در عرض سازمان و پاسخگویی به اطلاعات بازار در سراسر سازمان.


-3 بُعد رفتاری مبتنی بر فرهنگ: «نرور و اسلتر» مفهوم بعد رفتاری مبتنی بر فرهنگ را ارائه کردند. به اعتقاد آنان بازارگرایی شامل 3 عنصر اصلی مشتری‌‌گرایی، رقابت‌گرایی و هماهنگی بین واحدهای عملیاتی است.


-4 بُعد تمرکز راهبردی: بعد راهبردی در واحد بازرگانی، درجه‌ای است که اطلاعات را از مشتریان کسب و راهبرد لازم جهت مواجهه با نیازهای مشتری را انتخاب می‌کند، سپس با پاسخگویی به خواسته‌ها و نیازهای مشتریان آن را مستقر می‌سازد.


-5 بُعد مشتری­گرایی: این بعد باوری است که نه تنها بر مبنای خواسته‌های اولیه مشتری بنا نهاده می‌شود، بلکه ذی‌نفعان دیگری چون مالکان، مدیران و کارکنان را نیز در نظر می‌گیرد، تا اینکه قابلیت سودآوری شرکت را در بلندمدت توسعه دهد.


 


گام­های اجرایی مدل برای توسعه بازارگرایی در شرکتهای لیزینگ


تا این بخش از تحقیق شرایطی ارائه شد که براساس آن و در قالب الگوی پیشنهادشده، شرکتهای لیزینگ، درصورت توجه به آن، می­توانند به سمت بازارگرایی حرکت کنند. اما هر الگویی برای اینکه به مرحله پیاده­سازی برسد، می­بایست گامهایی اجرایی آن نیز ارائه شود. قسمت انتهایی و پایانی این تحقیق، گامهای اجرایی لازم بازارگرا کردن شرکتهای لیزینگ را براساس موارد زیر پیشنهاد داده است:


 


-1 تصمیم­گیری: اصولاٌ سازمانها در تصمیم­گیری بسته به نوع ساختار سازمانی، فرهنگ حاکم برسازمان، نوع فعالیت سازمان و... شیوه­های متفاوتی را اتخاذ می­کنند. اما در سازمانهایی که تصمیم دارند به سمت بازارگرایی حرکت کنند، تصمیمات می­بایست براساس الگوی زیر پیگیری شود:


_ ایجاد ارتباط در همه زمینه­ها و ابعاد شرکت؛


_ توزیع اطلاعات در واحدهای صفی؛


_ اتخاذ تصمیمهای راهبردی و تاکتیکی دردرون واحدهای صفی و ستادی؛


_ اتخاذ تصمیمهای هماهنگ در واحدهای صفی و ستادی و اجرای آنها با حس تعهد.


 


-2 رقابت کارآمد: بدون شک گسترش بازار صنعت لیزینگ و توسعه آن در تمامی جهات، گامی است که پس از فراهم شدن بسترهای آن با سرعت بیشتری جلو خواهد رفت. اما در حوزه اختصاصی بازار، مدنظر قرار دادن شرایط زیر می­تواند راه­گشا و کارساز باشد:


_ شناخت بازارهای جدید با تاکید بر فرصتها و قوتهای موجود در صنعت لیزینگ؛


_ تاکید بر توسعه بازار با رویکرد برطرف کردن نیازمندیهای جامعه و صنعت کشور از طرف شرکتهای لیزینگ؛


_ بهبود فرایندهای کاری با طراحی مکانیزم­های ایجاد و توسعه بازارگرایی در صنعت لیزینگ؛


ایجاد سیستم اطلاعاتی نظام­مند و یکپارچه به منظور تحلیل فرصتها، تهدیدها، قوتها و ضعفهای بازار لیزینگ کشور.


بدون شک با فراهم کردن بسترهای لازم برای توسعه صنعت لیزینگ در کشور، شناسایی و توسعه زمینه­های همکاری مشترک با لیزینگ در نظام مالی کشور و گسترش بازار این صنعت، می­توان صنعت لیزینگی مقتدر، کارآمد و آینده ساز برای افزایش رفاه مردم و توسعه اقتصادی متناسب با اهداف برنامه­های توسعه­ای کشور فراهم کرد.


 


-3 تمرکز راهبردی: شرکتها امروزه متناسب با نوع نیاز خود و سطح پیشرفتی که در مرحله بلوغ سازمانی خود به‌دست آورده­اند، ساز و کارهای مشتری­مداری را درسازمان خود تدارک دیده­اند. برای رسیدن به تمرکز راهبردی در سازمان، شرکتهای لیزینگ می­بایست گامهای زیر را به‌طور منظم و متوالی بردارند:


_ طراحی واحدهای تخصصی بازاریابی با محوریت تحقیق و توسعه؛


_ طراحی و تدوین اهداف، راهبرد­ها وبرنامه­های اجرایی واحدهای تخصصی بازاریابی؛


_ طراحی سیستم­های اطلاعات مشتریان و سایر سیستم­های اطلاعاتی مورد نیاز برای پایش مشتریان.


به این ترتیب شرکتهای لیزینگ اطلاعات را از مشتریان کسب و استراتژی لازم جهت مواجهه با نیازهای مشتری را انتخاب می‌کنند، سپس با بهترین امکانات و خدمات به خواسته‌ها و نیازهای مشتریان خود با سرعتی مناسب پاسخ می­­گویند.


 


-4 مشتری مداری: این بعد باوری است که نه تنها برمبنای خواسته‌های اولیه مشتری بنا نهاده می‌شود، بلکه سهامداران دیگری چون مالکان، مدیران و کارکنان را نیز در نظر می‌گیرد، تا اینکه قابلیت سودآوری شرکت را در بلندمدت توسعه دهد. مکانیزم عمل مدل فوق در تشریح بازارگرا کردن شرکتها به این ترتیب است که شرکتها می­بایست فاکتورهای اشاره شده در بالا را به­گونه­ای موثر با در نظر گرفتن سه عامل مشتریان، رقبا و خود شرکت طراحی، کنترل و بازنگری کنند تا بتوانند به مفهوم بازارگرایی نزدیک شوند.


 


نتیجه­گیری


بازاریابی و فروش در شرکتهای لیزینگ، در ابتدای مسیر پیچیده عمر این سازمانها است و عملکرد آن برای این شرکتها چندان ملموس نیست؛ بدون شک با پیچیده شدن محیط این شرکتها و لزوم بررسی عالمانه و محققانه محیط برای پاسخگویی به نیازهای رو به رشد و فزاینده مشتریان روند رو به رشدی برای به‌کارگیری بازاریابی در شرکتهای لیزینگ در پیش خواهد بود. البته حرکت به سمت بازاریابی متاثر از شدت رقابت و پیچیدگی محیط بازاریابی و عاملی اساسی­تر یعنی نیاز به بقا، رشد و حفظ سودآوری این رویکرد و حرکت به سمت بازاریابی را تسریع می‌کند. در این میان نباید از یاد برد که بازاریابی نتیجه فعالیتهای تیم کاری یک شرکت است و می­تواند ضامن ادامه حیات و بقای آن به حساب آید. بدیهی است، نداشتن دقت در به‌کارگیری این فعالیت و ابزار کارآمد در حوزه مدیریت و یا اجرای ناقص و نامناسب آن، از آفتهای مهمی است که می­تواند صدمات جبران ناپذیری را به شرکتها، بویژه شرکتهای نوپای لیزینگ وارد آورد.


 


منابع :


-1 کاتلر، فیلیپ و گری آرمسترانگ، اصول بازاریابی، ترجمه بهمن فروزنده، اصفهان، آترپات کتاب(1376).


-2 رابرتسون، کن و همکاران، ترجمه سارا صفری،(1382)، روند شکل­گیری و رشد شرکت­ها، فصلنامه تخصصی مراکز رشد فناوری رویش، سال اول شماره دو


-3 ابراهیمی، عبدالحمید، (1378). نقش آمیخته بازاریابی جهانگردی جهت جذب جهانگردان بیشتر، فصلنامه مطالعات مدیریت. شماره 19. صص 132-110.


-4 بلوریان تهرانی، محمد. (1378). بازاریابی و مدیریت بازار، چاپ دوم ، تهران شرکت چاپ و نشر بازرگانی.


-5 محب علی، داود، فرهنگی ، علی اکبر، (1377) مدیریت بازاریابی، تهران، چاپ دوم، چاپ امیرکبیر


-6 نعمت بخش و همکاران، (1384)، طراحی عملیات مهندسی مجدد مدیریت سفارش، مجله الکترونیکی، مرکز اطلاعات و مدارک علمی ایران، شماره دوم دوره چهارم


7- Atuahene-Gima, K (1995). An exploratory analysis of the impact of market orientation on new product performance: A contingency approach. Journal of Product Innovation Management, 12, 275-293

[ یکشنبه هجدهم مهر 1389 ] [ 14:0 ] [ ب باقرزاده ]

  تعريف رشته:

  مهندسي مالي عبارتست از طراحي، توسعه و نوآوري در ابزار و سيستم هاي مالي و ارائه راه حل هاي خلاق براي حل مشكلات و مسايل مالي و كاهش ريسك در جهت افزايش ارزش شركت ها.

  در واقع رشته مهندسي مالي را مي توان تركيبي از علوم زير به حساب آورد.

  رياضيات مالي- رياضيات كاربردي- علوم كامپيوتر- فن آوري اطلاعات- انبارش داده هاي مالي محاسبات رايانه اي مالي- مديريت مالي و مخاطره(ريسك).

  هدف رشته:

  راه اندازي رشته مهندسي مالي اهداف زير را دنبال مي كند.

  1- استفاده از فن آوري محاسباتي و اطلاعاتي پيشرفته در بازارهاي مالي و تحليل سرمايه گذاري

  2- به كارگيري فنون مهندسي مالي در بانك هاي تجاري و سرمايه گذاري، موسسات كارگزاري، شركت هاي بيمه و واحدهاي خزانه داري

  3- تحليل مالي موسسات صنعتي و بازرگاني

  4- استفاده از ابزارهاي كاهش ريسك يا مديريت ريسك

  اين اهداف با فراگيري فنون مهندسي مالي در زمينه طراحي ابزارهاي مالي جديد(مهندسي اوراق بهادار)، مديريت و مهندسي نقدينگي و مديريت ترازنامه توسط مهندسان مالي محقق مي گردد.

  طول دوره و شكل نظام آن:

  كارشناسي ارشد مهندسي مالي يك دوره دوساله كارشناسي ارشد داراي چهار نيمسال مشتمل بر 32 واحد درسي مي باشد. متوسط طول اين دوره 2سال و حداكثر 3 سال پيش بيني مي شود. برنامه درسي در 4 ترم به صورت زير برنامه ريزي مي شود. طول هر ترم 16 هفته كامل بوده و براي هر واحد درسي 16 ساعت موردنظر مي باشد.

  واحدهاي درسي:

  تعداد كل واحدهاي درسي اين دوره حداقل 32 واحد درسي به شرح زير است.

دروس اصلي 

  12 واحد

 دروس اختياري

  12 واحد

 پايان نامه و سمينار

  8 واحد

تبصره: دروس اختياري با توجه به گرايش تخصصي و حوزه فعاليت هر فرد تعيين مي گردد.

 

 نقش و توانايي فارغ التحصيلان:

  مهندسي مالي مي توانند در حوزه هاي زير نقش تعيين كننده داشته باشند.

  - صنايع بانكداري خصوصاً بانكداري بين المللي به عنوان كارشناس مهندس مالي جهت تعيين و انتخاب پروژه هاي سرمايه گذاري و كاهش ريسك مالي

  - حوزه تحققيات و مشاوره مالي

  - به عنوان كارشناس قيمت گذاري در بورس اوراق بهادار

  - در سازمانها به منظور مديريت دارايي ها و سرمايه گذاري ها

  - در شركتهاي كارگزاري، سرمايه گذاري وبيمه

  - طراحي نرم افزارهاي مالي و كنترل صحيح تجارتهاي بين بانكي

  - به عنوان كارشناس عقد قراردادها و طراحي ابزارهاي مالي در موسسات مالي و بورس اوراق بهادار

  - و...


 

  جدول دروس مهندسي مالي:

  دروس جبراني به منظور رفع كمبودهاي علمي دانشجويان براي گذراندن اين دوره طراحي شده است.در صورتي كه پذيرفته شدگان يك يا چند درس اصلي را نگذرانده باشند مي بايست بصورت دروس جبراني طبق جدول زير بگذرانند .

  جدول دروس جبراني

  رديف

  نام درس

  واحد درس

1

  آمار مهندسي

  2

  تحقيق در عمليات 1

 3

  3

  اقتصاد مهندسي

  3

 

  جدول دروس اصلي

  رديف

  نام درس

 واحد درس

  1

  اصول مهندسي مالي

 3

  2

  مدلهاي انتخاب سبد سرمايه گذاري

3

  3

  فرايندهاي تصادفي

  3

  4

  مديريت و تحليل ريسك مالي

 3

  

  جدول دروس سمينار و پايان نامه

رديف

  نام درس

 واحد درس

  1

  سمينار مهندسي مالي

 2

  پايان نامه

 6

  

  جدول دروس اختياري

  رديف

  نام درس

  واحد  

1

  برنامه ريزي استراتژيك

  3

  2

  بازارهاي مالي با درآمد ثابت

  3

  3

  فرايندهاي تصادفي پيشرفته در مهندسي مالي

  3

  4

  بازارهاي مالي اسلامي

  3

  5

  اقتصاد سنجي

  3

  6

  مديريت سرمايه گذاري

  3

  7

  تصميم گيري با معيارهاي چندگانه

  3

  8

  سريهاي زماني مالي

  3

  9

  طراحي و پياده سازي سيستم هاي پشتيباني محاسبات مالي

  3

  10

  سيستم هاي خبره در تصميم گيري مالي

  11

  بهينه سازي تصادفي

  3

  12

  فناوري اطلاعات و تجارت الكترونيك

  3

 13

  بازارهاي مالي نوظهور

  3

14 

  مباحث منتخب در مهندسي مالي

  3

  تبصره: هردانشجو مي بايست 12 واحد از دروس اختياري را اخذ نمايد

http://farsi.ses.ac.irمنبع

[ چهارشنبه چهاردهم مهر 1389 ] [ 15:56 ] [ ب باقرزاده ]


درجستجوی تئوری حسابداری مدیریت



هدف این مقاله، بحث و بررسی پیرامون تئوری حسابداری مدیریت است. در این مقاله ضرورت ایجاد تئوری در حسابداری مدیریت بررسی شده و اعتقاد بر این است که تئوریها در زمینه ای کاربردی نظیر حسابداری مدیریت، باید تعبیرها و تفسیرهای مفیدی را برای مدیران، سازمانها و جامعه ارائه کنند. در این مقاله، ماهیت تئوریهای در حال توسعه و مورد استفاده، ارزیابی و بررسی می­شود.این تئوریها به وسیله جامعه پژوهشی ارائه و به طور عمده از سایر علوم اجتماعی اقتباس شده، بنابراین فاقد ویژگیهایی است که آنها را منحصر به حسابداری مدیریت سازد. تئوریهایی که در جایگاه تئوری قرار ندارد، می­کوشد تا چگونگی کاربرد حسابداری مدیریت در دستیابی به عملکرد و کارایی بالا‌تر را تبیین کند. اعتقاد بر این است که این تئوریها ، در حال حاضر در تدوین پشتوانه و تایید معتبر، جهت افراد شاغل در حرفه با ناکامی مواجه شده است. به بیان دیگر، تئوری حسابداری مدیریت باید بتواند در پاسخ به این پرسش ما را یاری رساند که: چه روشهایی را، چگونه و در چه شرایطی باید به کار بست تا تغییراتی در حسابداری مدیریت ایجاد شود؟ در پایان پیشنهادهایی ارائه می­شود تا پژوهشهای حسابداری مدیریت بتواند در جهت ایجاد تئوریهای بهتر حرکت کند.



مقدمه


تا کنون کتابها و مقاله های بسیاری در زمینه تئوری حسابداری مالی نوشته شده است. علت این جریان را می­توان تلا‌ش برای یافتن مجموعه­ای منسجم از اصول قراردادی، مبانی مفهومی و روشهای کاربردی دانست که زمینه را برای انجام کار حرفه­ای و نیز پژوهشهای آینده در حسابداری مالی هموار می­سازد. اما سوالی که در اینجا مطرح می­شود، این است که آیا در حوزه حسابداری مدیریت نیز به وجود تئوری نیازی هست؟ پیش از ارائه تعریفی از تئوری حسابداری، بهتر است واژه تئوری تعریف شود. تئوری در فرهنگ وبستر (Webster) چنین تعریف شده است:

" بیان سیستماتیک اصول و تبیین روابط آشکار یا مبانی برخی از پدیدههای مشخص که مشاهده و تا حدودی تایید شده است...."

تئوری حسابداری را می­توان مجموعهای هماهنگ از فرضیه­های آزمون­پذیر، مفاهیم و اصول علمی دانست که ساختار کلی لازم برای پژوهش در ماهیت حسابداری را ایجاد میکند. در دهه­های اخیر کوششهای زیادی ازسوی انجمنهای علمی و حرفهای برای تدوین تئوری حسابداری انجام شده است.


هدف تئوری، تشریح وضع موجود و پیشبینی وضعیت آینده است. در نتیجه، یکی از هدفهای اصلی تئوری در یک علم، داشتن مجموعه دانشی است که به خوبی تعریف، به نحوی سیستماتیک گرداوری، سازماندهی، و به حد کافی تائید شده باشد تا چارچوب مناسبی را برای عملیات آینده فراهم کند.

هدف تئوری حسابداری، فراهم کردن مجموعهای از اصول و روابطی است که عملیات مشاهده شده حسابداری را تبیین و عملیات مشاهده نشده را پیشبینی کند. به بیان دیگر، تئوری حسابداری باید بتواند دلایل انتخاب مبانی و روشهای مختلف حسابداری را توسط واحدهای انتفاعی تبیین و ویژگیهای واحدهایی را که از میان روشهای پذیرفته شده حسابداری، روش خاصی را انتخاب می کنند پیشبینی کند. ضمناً، تئوری حسابداری باید از طریق پژوهشهای حسابداری، آزمون و تائید شود (شباهنگ1381).

ثقفی و امیراصلا‌نی (1379) معتقدند که وجود مبانی نظری در حوزه مدیریت سبب می­شود تا آن دسته از روشهای عملیاتی که دارای اعتبار اجرایی است از روایی نظری نیز برخوردار باشد. از این رو جستجو برای دستیابی به مبانی نظری حسابداری مدیریت، گذاری گریزناپذیر جلوه می­کند.

به اعتقاد نویسندگان این مقاله تعدد روشها، اختیاری بودن آنها و وجود حوزههای متفاوت نظیر اقتصاد، ریاضیات، آمار، جامعه­شناسی و روانشناسی در حسابداری مدیریت، دلیل قانع­کننده­ای برای نپرداختن به موضوع تئوری حسابداری مدیریت محسوب نمی­شود، زیرا اگر قرار است تئوری در مجموع باعث رشد و ارتقای رشته و فراهم آوردن زمینه مناسب برای معرفی رویکردهای نوین باشد، طرح و بسط آن در حسابداری موضوعیت دارد. اگر چه هدف این مقاله، ارائه راهکاری برای چگونگی طرح و استقرار تئوری در حسابداری مدیریت نیست، اما تلا‌ش می­شود که ضرورت این موضوع و دلا‌یل موید آن تشریح شود.

بخش عمده این مقاله، برگرفته از مقاله «در جستجوی تئوری حسابداری مدیریت» است که در سال 2004 توسط مالمی (Malmi) و گرانلند (Granlund) نوشته شده است.




هدف تئوری حسابداری مدیریت

ضرورت پژوهش در زمینه حسابداری مدیریت چیست؟ طرح این موضوع ابتدا از سوی زیمرمن (Zimmerman2001), پیرامون وضعیت پژوهش حسابداری مدیریت آغاز شد و تئوری، پاسخهایی را برای آن ارائه کرده است. اما همچنان پرسشهای دیگری وجود دارد. از جمله آنکه: هدف و نقش تئوری در پژوهش حسابداری مدیریت چیست؟ تئوریهای کنونی چگونه به این هدف دست می­یابد؟ و به عنوان جامعه علمی، چگونه باید در مسیر توسعه تئوری حرکت شود؟ اینها موضوعهایی است که در این مقاله به آنها پرداخته می­شود.

لا‌فت و شیلدز (2002) در پاسخ به زیمرمن (2001)، با استناد به پژوهشهای گذشته اظهار داشتند که پژوهشهایی در راستای تئوری حسابداری مدیریت، تا کنون انجام شده است. این موضوع نشان می­دهد که تئوری یا تدوین تئوری حسابداری مدیریت، پیرامون تشریح علل و تاثیرات آن است. هر چند همه پژوهشگران این دیدگاه را نپذیرفته­اند، اما به نظر میرسد که این دیدگاه، مسیر اصلی دستیابی به شناخت است که امروزه در پژوهش حسابداری مدیریت متداول است. اما پرسش این است که چرا به عنوان یک جامعه علمی، در جهت فهم هدفها و نتایج حسابداری مدیریت تلا‌ش می­کنیم؟ اعتقاد بر این است که هدف نهایی، به­کارگیری تئوری در بهبود شیوه­های حسابداری مدیریت است. به بیان دیگر، انجام پژوهش و توسعه تئوریها در حسابداری مدیریت، امکان استفاده این تئوریها توسط افراد مختلف را فراهم می­سازد. بنابراین سیستمها یا رویه­ها به کمک تئوریها می­تواند در جهت کمک به مدیریت، کارکنان، گروههای ذینفع و یا کل جامعه بهبود یابد.

در نتیجه به نظر میرسد که تقریباً اکثر پژوهشهای اخیر در حسابداری مدیریت، دارای هدف مشترکی برای تئوری و پژوهش بوده و آن ارائه رهنمود و پیشنهادهایی در خصوص نحوه به­کارگیری آنها در حسابداری مدیریت و یا کنار گذاشتن آنهاست.

نینیلوتو) Niniluoto 1980), معتقد است که منفعت نظری دانش را نیز باید در نظر گرفت، زیرا صرفنظر از هدفهای کنترل و پیشبینی، توسعه دانش موجب ارائه توضیح و تفسیر جامع و منظمی از واقعیات می­شود. به اعتقاد لوکا و گرانلند(2002) میتوان به خوبی این موضوع را در زمینه پژوهشهای حسابداری مدیریت بیان کرد. به هر حال پژوهش بدون هرگونه کوشش در جهت پیشبینی و کنترل رویدادها کافی نیست، سوال اینجاست که کدامیک از موارد پیشگفته در ارتباط با این مقاله است. به نظر می­رسد در حال حاضر ترکیبی از منابع فنی و کاربردی دانش جهت ایجاد نظریات مفید افراد و سازمانهای مورد نظر، مورد استفاده قرار می گیرد.

__________________

انواع تئوریها در حسابداری مدیریت


پژوهش و نحوه عمل در حسابداری مدیریت وابسته به دو گونه تئوری است. تئوریهایی که به وسیله جامعه پژوهشی، تئوری نامیده شده، اساساً از سایر علوم گرفته شده و فاقد ویژگیهایی استکه آنها را در حسابداری مدیریت منحصر به فرد می­سازد. تئوریهایی هم که در حال حاضر فاقد ویژگی تئوری­ است، می­کوشد تا چگونگی کاربرد حسابداری مدیریت در تحصیل و کسب عملکرد بهتر را تشریح کند. در ادامه به این تئوریها اشاره می­شود.



تئوریهای برخوردار از ویژگیهای یک تئوری


طبق نظرات لا‌فت و شیلدز(2003) ، در پژوهشهای حسابداری مدیریت، برخی مطالب منتشر شده مربوط به حسابداری مدیریت، توسط برخی از تئوریها تشریح شده است. به طور معمول حسابداری مدیریت شامل متغییرهای مستقل و وابسته است اما به تمام زنجیره علت و معلول اشاره نمی­شود. این تئوریها در تشریح عوامل، اثرات و تنوع روابط متقابل حسابداری مدیریت مبتنی بر زمینه­های اقتصادی، تئوریهای سازمانی، جامعه­شناسی و روانشناسی است. ما به این تئوریها و مباحث پیرامونی که توسط آنها تشریح می­شوند، نیازمندیم. اما سه نگرانی عمده نسبت به تئوریهای یادشده در حسابداری مدیریت وجود دارد.نخست اینکه هیچیک از این تئوریها بدانگونه نیست که بتوان بین تئوری حسابداری مدیریت و سایر تئوریها تمایز قائل شد. این تئوریها پیرامون حسابداری مدیریت بوده و خاص تئوری حسابداری مدیریت نیست. تئوریهای حسابداری مدیریت همچنانکه مجله­های معتبر پژوهشی دانشگاهی تشخیص داده­اند، به واسطه پرس و جو و پرسش و پاسخ تعیین شده­است. پژوهشگران، تئوری نمایندگی، تئوری اقتصاد اطلاعات، تئوری ساختار، تئوری سیستم-کاربر، تئوری هدفگذاری و تعداد بیشماری از سایر تئوریها را به کار میبرند تا به تشریح منافع حسابداری مدیریت بپردازند. گاهی به نظر می­رسد، آنچه مفید است از طریق تئوریهای از پیش تعیین شده و نه پدیده مورد نظر در حسابداری، تعیین شده است. به بیان دیگر تئوریهای مشابه را می­توان حتی در تشریح موضوعهایی غیر از حسابداری مدیریت نیز به­کار برد. در ادامه به این مسئله نیز می­پردازیم که نیاز به تئوری حسابداری مدیریت وجود دارد، اما به این معنی نیست که نیازی به تفسیرهای ارائه شده و بینش منتج از سایر تئوریها وجود ندارد. بحث این است که به هر دو آنها نیاز وجود دارد.

دومین نگرانی، ماهیت ابرتئوری برخی از تئوری­هایمورد استفاده است. مشکل اصلی این است که نمی­توان این تئوریها را تحریف کرد و یا حتی طرحها و موضوعهایی را بر اساس آن ایجاد کرد که تحریف­پذیر یا ابطال­پذیر باشند.

نگرانی عمده، ناشی از فقدان تصویری روشن از تئوریهایی است که بهترین تفسیرها را از اشکال متعدد حسابداری مدیریت و نتایج آنها در شرایط و چارچوب خاص زمانی فراهم آورد. از آنجا که موضوعهای پیرامون حسابداری مدیریت درک نمی­شود، یافتن سرنخهایی جهت چگونگی به­کارگیری حسابداری مدیریت، موضوعیت نمی­یابد. ممکن است گفته شود که این مسئله صرفاً ناشی از فقدان اندوخته کافی از دانش است که متناسب با رشد و بلوغ رشته مرتفع خواهد شد. اما در این زمینه تردید وجود دارد زیرا به ندرت کوششهایی در جهت ارائه نقاط ضعف و قوت تئوریهای مختلف در یک مطالعه واحد مشاهده می­شود. به نظر می­رسد پژوهشگران حسابداری به یک تئوری خاص در هر زمان معتقدند و تلاش زیادی در جهت تعدیل و یا توسعه بیشتر تئوریهای اقتباسی به کار گرفته شده نمی­کنند. اگر به دنبال توسعه تئوریها نباشیم، از هرگونه اقتباس از تئوریهای مختلف به این علت استفاده می­کنیم تا به تفسیر و تشریح بهتر موضوعهای «مورد علاقه و منفعت خود» دست یابیم و در این صورت امید زیادی به پیشرفت در زمینه تئوریهای حسابداری مدیریت وجود ندارد. نمی­توان با راه­حل پیشنهادی زیمرمن مبنی بر تکیه صرف بر تئوریهای اقتصادی موافق بود. افزون بر این، قدرت تبیین و پیشبینی تئوریهای مختلف، نیازمند ارزیابی تئوریهاست تا توسعه یافته، تعدیل و ترکیب شوند و قدرت تبیین آنها در زمینه حسابداری مدیریت افزایش یابد.




تئوریهایی که موقعیت یک تئوری را ندارند


در حسابداری مدیریت تعدادی تئوریهای هنجاری یا سازه­هایی نیز وجود دارد که این تئوریها شامل جریان وجوه نقد تنزیل شده برای بودجه­بندی سرمایه­ای، هزینه­یابی برمبنای فعالیت برای تخصیص سربار، ارزیابی متوازن برای طراحی سیستم کنترل، چارچوب هزینه­یابی کیفیت در مدیریت و کاهش هزینه­های کیفیت و چارچوب مدیریت بر مبنای ارزش در هدایت تصمیمگیری و کنترل در تضمین (اطمینان بخشی) بازده سهامداران است. از دید پژوهشگران دانشگاهی، این موارد، تئوری به­شمار نمی­آید اگرچه این تئوریها بیان می­کند که باید برخی چیزها را چگونه و چرا انجام دهیم. زیمرمن (2001) این مسئله را به شکل زیر مطرح کرده است: " تا زمانیکه مدیریت بر مبنای ارزش شبیه تئوریهای دیگر باشد، یک تئوری اثباتی محسوب نمی­شود، زیرا پدیدههای مرتبط با واحد تجاری را تشریح و پیشبینی نمی­کند" حتی اگر با تئوری اثباتی مورد نظر وی موافق باشیم، نظر وی مبنی بر اینکه مدیریت بر مبنای ارزش پدیدههای مرتبط با واحد تجاری را تشریح و پیشبینی نمی­کند، پذیرفتنی نیست. می­توان استدلا‌ل کرد که هدف مدیریت بر مبنای ارزش، تشریح عملکرد شرکت در قالب بازده سهامداران است. توجه به مراحل 6 گانه مدیریتی در پژوهش ایتنر و لا‌رکر (2001)، زیمرمن(2001) و پژوهشهای دیگر، مشخص می­کند که چرا عملکرد یک شرکت نسبت به شرکتهای مشابه بهتر است و چرا عملکرد یک شرکت در طول زمان بهبود می­یابد. از چنین استدلا‌لی می توان در جهت پیشبینی استفاده کرد. نظر زیمرمن در این مورد که چنین تئوریهایی با این فرض که شرکتها از آن پیروی، و پژوهشهای قدرتمندی هم در حال حاضر از آن پشتیبانی و یا محدودیتهای آن را ارائه کنند، پذیرفتنی است. در این صورت، تئوری پالایش و در پاره­ای موارد رد می­شود. اما براستی در چه شرایطی این مراحل اجرا می­شود؟ آیا تمام این مراحل با موفقیت روبه­رو می­شود؟ شرط لازم و کافی برای اینکه مدیریت برمبنای ارزش، منجر به عملکرد بهتر شود چیست؟ زیمرمن همچنین در مقابله با تئوری مدیریت بر مبنای ارزش، نمونههایی را مطرح میسازد که تئوری قادر به پیشبینی آن نیست، مثلا‌ً اینکه چه شرکتهایی از هزینه­یابی برمبنای فعالیت به احتمال زیاد استفاده می­کنند و یا از کدام طرح پاداشدهی در شرکت استفاده می­شود.

معلوم نیست که زیمرمن چه انتظاری از تئوری دارد، اما به نظر می­رسد که وی انتظار دارد یک تئوری ساده وجود داشته باشد که در عین حال همه چیز را تشریح کند. ممکن است به یک تئوری نیاز داشته باشیم تا علت هزینه­یابی بر مبنای فعالیت توسط شرکتها را تشریح کند و نیز تئوری دیگری که مراحل مدیریتی برای ایجاد افزایش ارزش را نشان دهد. هر دو این تئوریها ممکن است مبتنی بر تئوریهای اقتصادی باشند اما باید توجه داشت که حتی در اقتصاد، تئوریهای مختلفی برای تشریح پدیده­های گوناگون وجود دارد.

واتز و زیمرمن (1986) تمایزی آشکار میان تئوری اثباتی و هنجاری قائل می­شوند. تئوری در نظر ایشان منجر به دستورعمل و تجویز رویه­های حسابداری نمی­شود. به اعتقاد آنها تجویز وابسته به ویژگیهای یک هدف و کارکرد آن است. اعتقاد بر این است که میتوان یک تئوری حسابداری مدیریت داشت که در جهت بیشینه ساختن ارزش، تعادل اجتماعی، ثبات محیطی و غیره عمل کند. پژوهش در حسابداری مدیریت در صورتی غنیتر می­شود که پژوهشگران آشکارا یک موضوع و تابع (کارکرد) آن موضوع را در نظر بگیرند و تفسیر و تئوریهایی در تایید آن موضوع ایجاد کنند.

نمونه دیگری از مباحث جدید در حسابداری مدیریت، یعنی هزینه­یابی بر مبنای فعالیت را در نظر بگیرید. طرفداران آن معتقدند که مدلهای سنتی و ساده حسابداری صنعتی به عملکرد ضعیفی منجر می­شود. این گروه نشان دادندکه­تخصیص سربار براساس حجم محصولات به انحراف هزینه­های تولید و در نتیجه تصمیمهای اشتباه منتهی می­گردد. بنابراین آنها سازوکار ایجاد این مکانیزم ضعیف را تشریح کردند. آنها پیشنهاد کردند که تخصیص هزینه به جای تکیه بر حجم و ظرفیت تولید، بر مبنای رابطه علت و معلولی انجام شود. ممکن است تصور شود که در هزینه­یابی بر مبنای فعالیت در جایگاه یک تئوری حسابداری مدیریت، به وسیله ردیابی فرایندهای تخصیص هزینه، حسابداری اطلا‌عات مفیدتری را برای تصمیمگیری مدیریت فراهم می­کند و تصمیمگیری دقیقتر به عملکرد بهتر منجر می­شود. بنابراین، تئوری هزینه­یابی بر مبنای فعالیت تشریح می­کند که حسابداری، جهت دستیابی به عملکرد بهتر چگونه عمل کند و چرا منجر به اطمینان از عملکرد بهتر می­شود. حتی در شکل هنجاری آن، تئوری ادعا کرد که هزینه­یابی برمبنای فعالیت سودمند است و انحرافات هزینه­یابی را در سازمانهای دارای تولیدات متعدد، فرایند پیچیده تولید و دارای سهم بالایی از هزینه­های سربار، رفع می­کند. پژوهش حسابداری مدیریت با تمام محدودیتهایی که داشته، بینش مفید و سودمندی را ارائه کرده است. براساس پژوهش، ممکن است پیشبینی شود که شرکتها به احتمال زیاد هزینه­یابی برمبنای فعالیت را اجرا می­کنند، همچنان که زیمرمن انتظار داشته است.

اعتقاد بر این است که تلا‌ش برای ایجاد هویت علمی جهت حسابداری مدیریت به واسطه اقتباس از سایر زمینه­ها، حسابداران را با بحران هویت روبرو کرده است. ریتر و ویلیامز (2002) نیز کم و بیش همین موضوع را در حسابداری مالی مطرح کرده­اند. تئوری منحصر به فردی در حسابداری مدیریت که در حال حاضر به وسیله مجامع پژوهش بین المللی،علمی تلقی شود وجود ندارد.

چرا مجامع دانشگاهی حسابداری مدیریت نمی­توانند به فعالیت مبتنی بر تئوریهای حسابداری مدیریت افتخار کنند؟ عوامل متعددی وجود دارد که بین حسابداران و اقتصاددانان از یک طرف و تئوریهای سازمان از طرف دیگر تمایز قائل می­شود. این بدان معنا نیست که حسابداران باید این تئوریها را به همین شکل بپذیرند و دنبال کنند. بلکه لازم است تا دامنه تئوریها مشخص شود و تئوریهای جدید توسعه یابند تا نیازهای گروههای جامعه به یک علم کاربردی، شبیه حسابداری مدیریت براورده شود و توسعه جامعه که سازمانها بخشی از آن هستند، تسهیل گردد.

انواع تئوریها در حسابداری مدیریت


پژوهش و نحوه عمل در حسابداری مدیریت وابسته به دو گونه تئوری است. تئوریهایی که به وسیله جامعه پژوهشی، تئوری نامیده شده، اساساً از سایر علوم گرفته شده و فاقد ویژگیهایی استکه آنها را در حسابداری مدیریت منحصر به فرد می­سازد. تئوریهایی هم که در حال حاضر فاقد ویژگی تئوری­ است، می­کوشد تا چگونگی کاربرد حسابداری مدیریت در تحصیل و کسب عملکرد بهتر را تشریح کند. در ادامه به این تئوریها اشاره می­شود.



تئوریهای برخوردار از ویژگیهای یک تئوری


طبق نظرات لا‌فت و شیلدز(2003) ، در پژوهشهای حسابداری مدیریت، برخی مطالب منتشر شده مربوط به حسابداری مدیریت، توسط برخی از تئوریها تشریح شده است. به طور معمول حسابداری مدیریت شامل متغییرهای مستقل و وابسته است اما به تمام زنجیره علت و معلول اشاره نمی­شود. این تئوریها در تشریح عوامل، اثرات و تنوع روابط متقابل حسابداری مدیریت مبتنی بر زمینه­های اقتصادی، تئوریهای سازمانی، جامعه­شناسی و روانشناسی است. ما به این تئوریها و مباحث پیرامونی که توسط آنها تشریح می­شوند، نیازمندیم. اما سه نگرانی عمده نسبت به تئوریهای یادشده در حسابداری مدیریت وجود دارد.نخست اینکه هیچیک از این تئوریها بدانگونه نیست که بتوان بین تئوری حسابداری مدیریت و سایر تئوریها تمایز قائل شد. این تئوریها پیرامون حسابداری مدیریت بوده و خاص تئوری حسابداری مدیریت نیست. تئوریهای حسابداری مدیریت همچنانکه مجله­های معتبر پژوهشی دانشگاهی تشخیص داده­اند، به واسطه پرس و جو و پرسش و پاسخ تعیین شده­است. پژوهشگران، تئوری نمایندگی، تئوری اقتصاد اطلاعات، تئوری ساختار، تئوری سیستم-کاربر، تئوری هدفگذاری و تعداد بیشماری از سایر تئوریها را به کار میبرند تا به تشریح منافع حسابداری مدیریت بپردازند. گاهی به نظر می­رسد، آنچه مفید است از طریق تئوریهای از پیش تعیین شده و نه پدیده مورد نظر در حسابداری، تعیین شده است. به بیان دیگر تئوریهای مشابه را می­توان حتی در تشریح موضوعهایی غیر از حسابداری مدیریت نیز به­کار برد. در ادامه به این مسئله نیز می­پردازیم که نیاز به تئوری حسابداری مدیریت وجود دارد، اما به این معنی نیست که نیازی به تفسیرهای ارائه شده و بینش منتج از سایر تئوریها وجود ندارد. بحث این است که به هر دو آنها نیاز وجود دارد.

دومین نگرانی، ماهیت ابرتئوری برخی از تئوری­هایمورد استفاده است. مشکل اصلی این است که نمی­توان این تئوریها را تحریف کرد و یا حتی طرحها و موضوعهایی را بر اساس آن ایجاد کرد که تحریف­پذیر یا ابطال­پذیر باشند.

نگرانی عمده، ناشی از فقدان تصویری روشن از تئوریهایی است که بهترین تفسیرها را از اشکال متعدد حسابداری مدیریت و نتایج آنها در شرایط و چارچوب خاص زمانی فراهم آورد. از آنجا که موضوعهای پیرامون حسابداری مدیریت درک نمی­شود، یافتن سرنخهایی جهت چگونگی به­کارگیری حسابداری مدیریت، موضوعیت نمی­یابد. ممکن است گفته شود که این مسئله صرفاً ناشی از فقدان اندوخته کافی از دانش است که متناسب با رشد و بلوغ رشته مرتفع خواهد شد. اما در این زمینه تردید وجود دارد زیرا به ندرت کوششهایی در جهت ارائه نقاط ضعف و قوت تئوریهای مختلف در یک مطالعه واحد مشاهده می­شود. به نظر می­رسد پژوهشگران حسابداری به یک تئوری خاص در هر زمان معتقدند و تلاش زیادی در جهت تعدیل و یا توسعه بیشتر تئوریهای اقتباسی به کار گرفته شده نمی­کنند. اگر به دنبال توسعه تئوریها نباشیم، از هرگونه اقتباس از تئوریهای مختلف به این علت استفاده می­کنیم تا به تفسیر و تشریح بهتر موضوعهای «مورد علاقه و منفعت خود» دست یابیم و در این صورت امید زیادی به پیشرفت در زمینه تئوریهای حسابداری مدیریت وجود ندارد. نمی­توان با راه­حل پیشنهادی زیمرمن مبنی بر تکیه صرف بر تئوریهای اقتصادی موافق بود. افزون بر این، قدرت تبیین و پیشبینی تئوریهای مختلف، نیازمند ارزیابی تئوریهاست تا توسعه یافته، تعدیل و ترکیب شوند و قدرت تبیین آنها در زمینه حسابداری مدیریت افزایش یابد.




تئوریهایی که موقعیت یک تئوری را ندارند


در حسابداری مدیریت تعدادی تئوریهای هنجاری یا سازه­هایی نیز وجود دارد که این تئوریها شامل جریان وجوه نقد تنزیل شده برای بودجه­بندی سرمایه­ای، هزینه­یابی برمبنای فعالیت برای تخصیص سربار، ارزیابی متوازن برای طراحی سیستم کنترل، چارچوب هزینه­یابی کیفیت در مدیریت و کاهش هزینه­های کیفیت و چارچوب مدیریت بر مبنای ارزش در هدایت تصمیمگیری و کنترل در تضمین (اطمینان بخشی) بازده سهامداران است. از دید پژوهشگران دانشگاهی، این موارد، تئوری به­شمار نمی­آید اگرچه این تئوریها بیان می­کند که باید برخی چیزها را چگونه و چرا انجام دهیم. زیمرمن (2001) این مسئله را به شکل زیر مطرح کرده است: " تا زمانیکه مدیریت بر مبنای ارزش شبیه تئوریهای دیگر باشد، یک تئوری اثباتی محسوب نمی­شود، زیرا پدیدههای مرتبط با واحد تجاری را تشریح و پیشبینی نمی­کند" حتی اگر با تئوری اثباتی مورد نظر وی موافق باشیم، نظر وی مبنی بر اینکه مدیریت بر مبنای ارزش پدیدههای مرتبط با واحد تجاری را تشریح و پیشبینی نمی­کند، پذیرفتنی نیست. می­توان استدلا‌ل کرد که هدف مدیریت بر مبنای ارزش، تشریح عملکرد شرکت در قالب بازده سهامداران است. توجه به مراحل 6 گانه مدیریتی در پژوهش ایتنر و لا‌رکر (2001)، زیمرمن(2001) و پژوهشهای دیگر، مشخص می­کند که چرا عملکرد یک شرکت نسبت به شرکتهای مشابه بهتر است و چرا عملکرد یک شرکت در طول زمان بهبود می­یابد. از چنین استدلا‌لی می توان در جهت پیشبینی استفاده کرد. نظر زیمرمن در این مورد که چنین تئوریهایی با این فرض که شرکتها از آن پیروی، و پژوهشهای قدرتمندی هم در حال حاضر از آن پشتیبانی و یا محدودیتهای آن را ارائه کنند، پذیرفتنی است. در این صورت، تئوری پالایش و در پاره­ای موارد رد می­شود. اما براستی در چه شرایطی این مراحل اجرا می­شود؟ آیا تمام این مراحل با موفقیت روبه­رو می­شود؟ شرط لازم و کافی برای اینکه مدیریت برمبنای ارزش، منجر به عملکرد بهتر شود چیست؟ زیمرمن همچنین در مقابله با تئوری مدیریت بر مبنای ارزش، نمونههایی را مطرح میسازد که تئوری قادر به پیشبینی آن نیست، مثلا‌ً اینکه چه شرکتهایی از هزینه­یابی برمبنای فعالیت به احتمال زیاد استفاده می­کنند و یا از کدام طرح پاداشدهی در شرکت استفاده می­شود.

معلوم نیست که زیمرمن چه انتظاری از تئوری دارد، اما به نظر می­رسد که وی انتظار دارد یک تئوری ساده وجود داشته باشد که در عین حال همه چیز را تشریح کند. ممکن است به یک تئوری نیاز داشته باشیم تا علت هزینه­یابی بر مبنای فعالیت توسط شرکتها را تشریح کند و نیز تئوری دیگری که مراحل مدیریتی برای ایجاد افزایش ارزش را نشان دهد. هر دو این تئوریها ممکن است مبتنی بر تئوریهای اقتصادی باشند اما باید توجه داشت که حتی در اقتصاد، تئوریهای مختلفی برای تشریح پدیده­های گوناگون وجود دارد.

واتز و زیمرمن (1986) تمایزی آشکار میان تئوری اثباتی و هنجاری قائل می­شوند. تئوری در نظر ایشان منجر به دستورعمل و تجویز رویه­های حسابداری نمی­شود. به اعتقاد آنها تجویز وابسته به ویژگیهای یک هدف و کارکرد آن است. اعتقاد بر این است که میتوان یک تئوری حسابداری مدیریت داشت که در جهت بیشینه ساختن ارزش، تعادل اجتماعی، ثبات محیطی و غیره عمل کند. پژوهش در حسابداری مدیریت در صورتی غنیتر می­شود که پژوهشگران آشکارا یک موضوع و تابع (کارکرد) آن موضوع را در نظر بگیرند و تفسیر و تئوریهایی در تایید آن موضوع ایجاد کنند.

نمونه دیگری از مباحث جدید در حسابداری مدیریت، یعنی هزینه­یابی بر مبنای فعالیت را در نظر بگیرید. طرفداران آن معتقدند که مدلهای سنتی و ساده حسابداری صنعتی به عملکرد ضعیفی منجر می­شود. این گروه نشان دادندکه­تخصیص سربار براساس حجم محصولات به انحراف هزینه­های تولید و در نتیجه تصمیمهای اشتباه منتهی می­گردد. بنابراین آنها سازوکار ایجاد این مکانیزم ضعیف را تشریح کردند. آنها پیشنهاد کردند که تخصیص هزینه به جای تکیه بر حجم و ظرفیت تولید، بر مبنای رابطه علت و معلولی انجام شود. ممکن است تصور شود که در هزینه­یابی بر مبنای فعالیت در جایگاه یک تئوری حسابداری مدیریت، به وسیله ردیابی فرایندهای تخصیص هزینه، حسابداری اطلا‌عات مفیدتری را برای تصمیمگیری مدیریت فراهم می­کند و تصمیمگیری دقیقتر به عملکرد بهتر منجر می­شود. بنابراین، تئوری هزینه­یابی بر مبنای فعالیت تشریح می­کند که حسابداری، جهت دستیابی به عملکرد بهتر چگونه عمل کند و چرا منجر به اطمینان از عملکرد بهتر می­شود. حتی در شکل هنجاری آن، تئوری ادعا کرد که هزینه­یابی برمبنای فعالیت سودمند است و انحرافات هزینه­یابی را در سازمانهای دارای تولیدات متعدد، فرایند پیچیده تولید و دارای سهم بالایی از هزینه­های سربار، رفع می­کند. پژوهش حسابداری مدیریت با تمام محدودیتهایی که داشته، بینش مفید و سودمندی را ارائه کرده است. براساس پژوهش، ممکن است پیشبینی شود که شرکتها به احتمال زیاد هزینه­یابی برمبنای فعالیت را اجرا می­کنند، همچنان که زیمرمن انتظار داشته است.

اعتقاد بر این است که تلا‌ش برای ایجاد هویت علمی جهت حسابداری مدیریت به واسطه اقتباس از سایر زمینه­ها، حسابداران را با بحران هویت روبرو کرده است. ریتر و ویلیامز (2002) نیز کم و بیش همین موضوع را در حسابداری مالی مطرح کرده­اند. تئوری منحصر به فردی در حسابداری مدیریت که در حال حاضر به وسیله مجامع پژوهش بین المللی،علمی تلقی شود وجود ندارد.

چرا مجامع دانشگاهی حسابداری مدیریت نمی­توانند به فعالیت مبتنی بر تئوریهای حسابداری مدیریت افتخار کنند؟ عوامل متعددی وجود دارد که بین حسابداران و اقتصاددانان از یک طرف و تئوریهای سازمان از طرف دیگر تمایز قائل می­شود. این بدان معنا نیست که حسابداران باید این تئوریها را به همین شکل بپذیرند و دنبال کنند. بلکه لازم است تا دامنه تئوریها مشخص شود و تئوریهای جدید توسعه یابند تا نیازهای گروههای جامعه به یک علم کاربردی، شبیه حسابداری مدیریت براورده شود و توسعه جامعه که سازمانها بخشی از آن هستند، تسهیل گردد.

 


ادامه مطلب
[ یکشنبه یازدهم مهر 1389 ] [ 8:39 ] [ ب باقرزاده ]
سایه حق

سلام عشق

سعادت روح

سلامت تن

سرمستی بهار

سکوت دعا

سرور جاودانه

این است هفت سین آریایی

             نوروزتان مبارک

[ چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 ] [ 12:21 ] [ ب باقرزاده ]
[ چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387 ] [ 8:46 ] [ ب باقرزاده ]

What is the difference between reserve and allowancePerhaps 50 years ago, accountants in the U.S. used Reserve for Bad Debts as the title of the contra account associated with Accounts Receivable or Loans Receivable. They also used Reserve for Depreciation as the title of the contra account associated with plant assets. The use of the word reserve led some readers of the financial statements to conclude that money was set aside for replacing plant assets or the uncollectible accounts or loans. To avoid this misunderstanding, the accounting profession recommended that the word reserve have a very limited use. Accountants now use Allowance for Doubtful Accounts or Allowance for Bad Debts instead of Reserve for Bad Debts. In the case of plant assets, Accumulated Depreciation is used in place of Reserve for Depreciation.

[ دوشنبه نوزدهم اسفند 1387 ] [ 16:19 ] [ ب باقرزاده ]

What is a classified balance sheet

A classified balance sheet is one that arranges the balance sheet accounts into a format that is useful for the readers. For example, most balance sheets use the following classifications when presenting assets: 1) current, 2) long-term investments, 3) property, plant and equipment, 4) intangible assets, 5) other assets. Liabilities are usually classified as 1) current, or 2) long-term or noncurrent

منظور از ترازنامه طبقه بندی شده چیست ؟

ترازنامه طبقه بندی شده به مفهوم مرتب کردن حسابهای ترازنامه ای در یک فرمتی است که برای تمامی خوانندگان  مفید باشد .به عنوان مثال دراکثر ترازنامه ها برای نشان دادن دارائیها از طبقه بندی زیر استفاده می شود :

۱)جاری ۲)سرمایه گذاری بلند مدت ۳)اموال و تجهیزات ۴)دارائیهای نامشهود ۵)سایر دارئیها .بدهیها معمولا به صورت ۱)جاری ۲)بلند مدت یا غیر جاری طبقه بندی می شود .

[ دوشنبه نوزدهم اسفند 1387 ] [ 16:17 ] [ ب باقرزاده ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

امکانات وب